صفحه اصلی
خلیج فارس یا دریای پارس آبراهی است که در امتداد دریای عمان و در میان ایران و شبه جزیره عربستان قرار دارد. نام تاریخی این خلیج، در زبانهای گوناگون، ترجمه عبارت «خلیج فارس» یا «دریای پارس» بوده است.
مساحت آن ۲۳۳٬۰۰۰ کیلومتر مربع است، و پس از خلیج مکزیک و خلیج هودسن سومین خلیج بزرگ جهان بشمار میآید. خلیج فارس از شرق از طریق تنگه هرمز و دریای عمان به اقیانوس هند و دریای عرب راه دارد، و از غرب به دلتای رودخانه اروندرود، که حاصل پیوند دو رودخانهٔ دجله و فرات و پیوستن رود کارون به آن است، ختم میشود.
کشورهای ایران، عمان، عراق، عربستان سعودی، کویت، امارات متحده عربی، قطر و بحرین در کناره خلیج فارس هستند.
به سبب وجود منابع سرشار نفت و گاز در خلیج فارس و سواحل آن، این آبراهه در سطح بینالمللی، منطقهای مهم و راهبردی بشمار میآید.
زمین شناسان معتقدند که در حدود پانصدهزار سال پیش، صورت نخستین خلیج فارس در کنار دشتهای جنوبی ایران تشکیل شد و به مرور زمان، بر اثر تغییر و تحول در ساختار درونی و بیرونی زمین، شکل ثابت کنونی خود را یافت.
این خلیج توسط تنگه هرمز به دریای عمان و از طریق آن به دریاهای آزاد مرتبط است. جزایر مهم آن عبارتاند از: قشم، کیش، خارک، پورموسی، تنب بزرگ، تنب کوچک و لاوان


Vågar ni se den här video klippet?
http://www.youtube.com/watch?v=u-dtBnn01RI&feature=related
Hej!
Vad säger ni om alla de bilder om protesterna i Iran?
Tycker ni inte att det är hemskt att köra över folk på öppen gatan?
Jag tyckte att det var hemskt.
121
Kära Irandost!
Man ska inte tro på allt som sägs i tidningar och utlänska TV
kanaler.BBC och CNN är inte dina vänner,tro på mig.
Vänligen titta på dessa två filmer som du ser nedan på min inlägg och bedöm själv.
http://www.youtube.com/watch?v=BAyXAOKq8ME
http://www.youtube.com/watch?v=L4mNjcX-QbE
نظر شما عزیزان در مورد این سخنان امام خمینی ( ره ) چیست؟
http://www.youtube.com/watch?v=K00V1mb-4tg
ba salam
be dostan radio khalijfars .ba Tashakor az barnamehay khobeton va hamchenin sokhanranihay jazab va giraton .makhsosan jenab aghay Vahid Haghighi k ba lahne girashon mojebe jazbe shenavandegan mishavand . ba arezoye moafaghiyat baray shoma
م م جان سلام!
از محبتهای تو نسبت به خودمان بسیار خوشحال شدیم
از تو کمال تشکر را داریم
dast az hemayate koorkoorane inha bardarid va be moje sabze mellat bepeyvandid!
منظور شما این جنبش است؟
http://www.youtube.com/watch?v=BAyXAOKq8ME
یه هیزم شکن وقتی خسته میشه که تبرش کُند بشه ! نه این که هیزمش زیاد باشه . تبر ما انسانها باورهامونه نه آرزوهامون
این می چه حرامیست که عالم همه زان مینوشند؟
یک دسته به نابودی نامش کوشند…
آنان که بر عاشقان حرامش کردند…
خود خلوت از آن پیاله ها مینوشند
Az koja bayad danest ki harfeh rast mizaneh? Radio khalijfars ya dostane irani dar malmö..baradaran dar radioo kalijefars, shoma nabayad berid be komakeh iran? chera dar sued hastid. Man dar suedam choon nemitonam beram iran vali shoma ke mitoonid cehra nemirid be keshvar khedmat koonid? Dar iran hameh chiz faravan ast, azadi, salamati va ta delet bekhad dostan ke be harfeh shoma gosh bedan…chera inja mioneh kafarha mondid?
Ba kamal tashakoor az harfhay shooma…va dame har chii vatan parast hast garm
Jenabe Haghighi! badorood bar shoma va hamrahan o hamfekranetan,
chera shoma pasokhe in Karim shirehi(moosavi)ke yek tazi zadeh ast ra nemidahid!?
ma moslmane Irani hastim amma Arab o Tazi nistim!amma in adam ke aslan bald nist farsi harf bezanad va khodash dast neshandewh ast,chera az shoma irad migirad!?aslan inha dar radioe nahseshan,be hamehe moghaddasat tohin kardeh va mardom ra tahdid be ghatl mikonand,pas chera eghdami ghanooni soorat nemidahid!?ba arezooye movafaghiate har che bishtar baray shoma va radio khalije fars!
به نام خدا.
جناب دیدی!
ما با اراذل و اوباش بحثی نداریم. آنها جواب خویش را ٢٢ بهمن ٥٧ گرفتند.
شاد باشید
به نام خدا
در جواب دلسوز
فرمودید نمیتوانید بروید ایران. این حرف صحت ندارد. از هپان کسانیکه شما را از ایران بیرون آوردند
بخواهید به درونتان برند. تو رفتن خیلی راحتتر از بیرون رفتن است. موفق باشید.
کسی نمیتواند حکومت جمهوری اسلامی ایران را از خارج از کشور سرنگون کندو و الی اسراییل
تا بحال ده بار این کار را کرده بود. اگر در شعار خود صادق هستید بفرمایید داحل.
جناب آقای حقیقی
مسئول محترم رادیوخلیج فارس شهرمالمو
بدینوسیله دستگیری تروریست ِ جنایتکار ریگی که باهشیاری
ودقت عمل سربازان گمنام آقا امام زمان(عج) انجام پذیرفت را
به جنابعالی تبریک عرض می نمایم.امثال ِریگی وک.شیره ای
جزخیانت به کشور وامت اسلامی ایران درپرونده اشان چیزِ
دیگری ندارند.اینها را باید دردادگاه وبرابر قوانین محاکمه وبه
اشد مجازات رساند.موفق باشید.
دیداری
مگر امام نگفت آب و برق را مجانی می کنیم؟مگر امام نگفت آب و برق را مجانی می کنیم؟
به دهه فجر که می رسیم حال و هوای ایران دگرگون میشود و همه به یاد تظاهرات و راهپیمایی های 1357 می افتند.
به یاد رهایی از دستان استکبار جهانی ، به دست آوردن استقلال و عزت ، سرنگونی حکومت طاغوت و….
اما سوال دیگری در بین نسل سومی ها به وجود می آید و آن سوال اینکه:
چرا سخنرانی امام خمینی (ره) در تاریخ 12/11/1357 در بهشت زهرا که تلویزیون پخش میکند سانسور شده است و قسمتهایی از سخنرانی ایشان که درباره مجانی شدن آب و برق و اتوبوس هست سانسور شده و پخش نمیشود؟
مگر امام خمینی(ره) در بهشت زهرا نفرمودند که آب و برق و اتوبوس را مجانی میکنیم ، پس چرا تلویزیون این قسمت از سخنرانی امام(ره) را سانسور کرده و پخش نمیکند؟
بر آن شدیم که به سوال این دوستان عزیز پاسخ قانع کننده ای دهیم که در ذیل آمده است:
1.امام خمینی (ره) در بهشت زهرا هیچ صحبتی درباره مجانی شدن آب و برق و اتوبوس نفرمودند که تلویزیون بخواهد آن را سانسور کند و پخش نکند.
عکس را بزرگتر ببینید
(منبع : گزارش روزنامه کیهان 14/11/1357)
فیلم سخنرانی حضرت امام(ره) در بهشت زهرا (41/2 مگابایت)
فایل صوتی سخنرانی حضرت امام(ره) در بهشت زهرا
2.حضرت امام (ره) در اجتماع مدرسه فیضیه در تاریخ ۱۲ اسفند ۱۳۵۷ بود که فرمودند :
“علاوه بر اینکه زندگی مادی شما را میخواهیم مرفه بشود ، زندگی معنوی شما را میخواهیم مرفه کنیم.شما به معنویات احتیاج دارید ، معنویات ما را اینها بردند. دلخوش نباشید که تنها مسکن میسازیم ، آب و برق را برای طبقه مستمند مجانی میکنیم اتوبوس را برای طبقه مستمند مجانی میکنیم دلخوش به این مقدار نباشید معنویات شما را ،روحیات شما را عظمت میدهیم”
عکس را در اندازه بزرگتر ببینید
همانطور که مشاهده فرمودید امام خمینی(ره) نفرمودند آب و برق را برای همه مجانی میکنیم بلکه ایشان تاکید کردند که :
آب و برق و اتوبوس را برای طبقه مستمند مجانی میکنیم.
در میان جوانان و مردمی که انقلاب را مشاهده نکرده اند توسط اشخاصی با نیتهای سوء سخنان تحریف شده امام رواج میابد و به آنها میگویند که امام (ره) فرمودند : آب و برق را مجانی میکنیم ولی قسمت اصلی سخن ایشان را که تاکید روی طبقه مستمند جامعه است را حذف میکنند و به این طریق قصد عوام فریبی و مغلطه دارند و سعی دارند از طریق بحث روی این موضوع که مگر امام وعده آب و برق مجانی برای مردم!(منظورشان همه مردم است) را نداد مگر این کار عملی است؟ و عقلانی است ؟و یا اینکه ایشان برای به پیروزی رساندن انقلاب این وعده را دادند و …. به تخریب وجهه امام(ره) بپردازند.
اما غافل از این بودند که مردم واقعیت این قضیه را متوجه میشوند که سخنان امام درباره قشر مستضعف بوده و نه تمام مردم ،که توجه به این نکته مغلطه غیر عملی بودن و غیر عقلانی بودن آن را برطرف میکندد و همچنین آنها غافل از این بودند که مردم به انقلاب رای دادند نه برای مجانی شدن آب و برق بلکه برای روی کار آمدن نظامی اسلامی ، رهایی از چنگال استکبار ، رهایی از ظلم و ستم ، رسیدن به عزت و استقلال و… بود که به نظام مقدس جمهوری اسلامی رای داند.
حال که با واقعیت سخن آشنا شدید باید در نظر داشته باشید که این کار هم شدنی است که برای جلوگیری از فشار بر طبقات محروم جامعه نیازهای اولیه آنها مانند آب و برق را رایگان کنیم همانطور که در حال حاضر تمام مردم از یارانه دولتی برای امکاناتی مانند آب و برق و… استفاده میکنند که قیمت تمام شده برای مردم بسیار کمتر از هزینه های تولید آنها میباشد (قیمت این امکانات را با کشورهای دیگر مقایسه کنید متوجه میشوید که قیمت مصرفی آب و برق و… برای مردم ما بسیار کمتر از سایر کشورهاست) و همچنین در سالهای قبل مصرف کنندگانی که در حد مشخص شده ای مصرف میکردند هزینه برای آنها رایگان بود .
۳- البته نکته ای هم هست که از همه این مسائل اساسی تر و مهم تر است و به نظرم باید توجه کنیم اگر موافقید بار دیگر این بخش از صحبت های امام (ره) در خصوص آب و برق را البته بدون حذف اول و آخرش بازخوانی کنیم:
“ما علاوه بر اینکه زندگی مادی شما را میخواهیم مرفه بشد، زندگی معنوی شما را هم میخواهیم مرفه باشد. شما به معنویجات احتیاج دارید. معنویات ما را بردند اینها. دلخوش به این مقدار نباشید که فقط مسکن میسازیم، آب و برق را برای طبقه مستمند مجانی میکنیم اتوبوس را برای طبقه مستمند مجانی میکنیم دلخوش به این مقدار نباشید. معنویات شما را، روحیات شما را عظمت میدیم. شما را به مقام انسانیت میرسانیم. اینها شما را منحط کردند. اینقدر دنیا را پیش شما جلوه دادند که خیال کردید همه چیز این است. ما هم دنیا را می آباد میکنیم و هم آخرت را. یکی از اموری که باید بشد همین معناست که خواهد شد. این دارایی ها از غنائم ملت است و مال ملت است و مستضعفین. من امر کرده ام که به مستضعفین بدهند و خواهند داد. و پس از این هم تغییراتی دیگر در امور خواهد حاصل شد. لکن قدری باید تحمل کنید.به این حرفهای باطل گوش نکنید. اینها حرف میزنند. ما عمل میکنیم. اینها شما را میخواهند دلسرد کنند از اسلام. اسلام پشتیبان شماست.”
خیلی راحت از خواندن این جملات میشود فهمید که منظور اساسی حضرت امام(ره) نه تنها مجانی کردن آب برق نبوده بلکه پیش بینی مشکلات را نیز برای انقلاب میکرده:
” من امر کرده ام که به مستضعفین بدهند و خواهند داد. و پس از این هم تغییراتی دیگر در امور خواهد حاصل شد. لکن قدری باید تحمل کنید.”
در بند های قبلی حضرت امام از مشکلات اخلاقی و اقتصادی حکومت شاه میگفتند و در این بند نتیجه میگیرند در دولتی که میخواهد به پشتیبانی این ملت انتخاب کند حرف اول و اصلی را اخلاق و معنویت میزند و نه آب و برق مجانی. اینکه نگاهها کمی باید بلندتر و عمیقتر از این بشود که درخواستتان از انقلاب و آرمانتان برای این حرکت مجانی کردن آب و برق باشد. به نظر می رسد صغری و کبری بحث کاملا مشخص است و جای هیچ تردیدی نمیماند که این مدل حرفها وصلهی ناجوریست به صحبتهای امام راحل.
۴- نکته دیگری که باید توجه کرد آن است که چندین سال است برابر مصوبات مجلس و دولت، مشترکان کم مصرف آب و برق از تخفیفات ویژه ای برخوردار هستند به طوری که آب بها و برق بهای کسانی که مصرف آن ها پایین تر از الگوی متوسط مصزفی است تقریبا رایگان است.
در مورد اتوبوس هم که با توجه به بهای پایین بلیط اتوبوس شبه های نیست. هرچند شخصا معتقدم اتوبوس های ریالی (که توسط شهردار کنونی تهران راه اندازی شد) مشکل ترافیک را حل نمی کند و تنها موجب افزایش نارضایتی هاست.
به هر حال حضرت امام برای تحقق این امر تفکرات و راه حل هایی داشتند که حتما قابل اجرا بود ولی پس از پیروزی انقلاب اسلامی و تحمیل جنگ از طرف عراق بر ملت ما هزینه های بسیار زیادی را برای دفاع از کشور و پس از آن برای بازسازی خسارات وارد شده بر کشور ، بر ما تحمیل کرد که پرداخت این هزینه های هنگفت و پرداخت پولهای قرض گرفته شده از کشورهای دیگر وهمچنین رحلت ملکوتی ایشان فرصتی را برای تحقق یافتن این امر توسط ایشان باقی نگذاشت که بعد از رحلت ملکوتی ایشان این وظیفه بر عهده دولتمردان است که برای تحقق این امر کوشش کنند و هر چه زودتر این امر محقق شود تا قسمتی ازمشکلات مالی مستضعفان را حل کنند.
به وجود آمدن این سوال در ذهن جوانانی که انقلاب را مشاهده و درک نکرده اند عادی است ولی طرح کنندگان این سوال قصدی جز فرافکنی و عوام فریبی نداشته اند و با انتشار اخبار تحریف شده تلاش میکنند به انقلاب شکوهمند اسلامی ضریه بزنند ولی مردم ما بیدار و هشیار هستند وامیدوارم این مطالب بر طرف کننده این شبهه باشد.
نگارش در تاريخ شنبه هفدهم بهمن 1388
Jag vill tacka Hamid för övanstående artikeln.
För att läsa mer om artiklen och titta på filmen var vänligt och gå på nedanstående adress.
MVH/ Vahid Hagigi
http://raygah.blogfa.com/post-208.aspx
Salam,
de som så “hängivet” och “självuppoffrande” stöttar den gröna rörelsen och dess terroristiska försök att skrämma bort de renhjärtade iranierna från att stötta sin islamiska regering borde ha denna artikel i åtanken:
http://e-jihad.se/index.php?option=com_content&view=article&id=1567:rafsanjanis-barn-gar-till-raetten-foer-granskning&catid=3:iran&Itemid=24
Annars finns det också tydliga kopplingar mellan den gröna rörelsen och terroristorganisationen Jund-maffian.
Detta kan ni läsa i nyheterna i iransektionen i http://www.e-jihad.se.
I min blogg har jag sammanställt ett inlägg där information om Rigi och terrorism i Iran hittas:
http://www.seende.se/index.php/2010/03/malek-rigi-jund-maffian-och-terrorism-i-iran/
ba salam
pishapish sale noro be shoma tabrik migam omid varam k sale khobi ro dar pishe ro dashte bashid va hamishe moafagho sar boland bashid . dostar radio khalij fars
با سلام مریا خانم! ما هم سال نو را به تو تبریک می گوئیم.
در سایه ایزد تعالی شاد و خرم و پیروز باشی.
http://www.radionews.ir
ابتکار”خلیج فارسی” یک ایرانی در استکهلم
استکهلمیان – شهروندانی که گذرشان به خیابان “سوه آ وگن” در مرکز شهر استکهلم افتاده است یقینا بی تفاوت از کنار تابلوی بزرگی که نام “خلیج فارس” با حروف درشت بر آن نقش بسته نگذشته اند. بدون شک این بزرگترین تابلوی “خلیج فارس” است که اینچنین در یکی از مرکزی ترین خیابانهای استکهلم در مقابل دید هزاران رهگذر به نمایش گذاشته شده است. کار کار ایرانی است؟ بدون شک!
امیر محسنی مدیر ایرانی تبار آژانسهای مسافرتی “رسه سنتروم” در این رابطه می گوید: “چندی پیش در اسپانیا بودم و در یک گالری نقاشی تابلویی نظرم را جلب کرد که با اسم “خلیج ع رب ی” به معرض فروش گذاشته شده بود. به دقت به آن تابلو خیره شدم و دیدم که یک تابلوی نقاشی از حدود جغرافیایی منطقه خلیج فارس است که در آن خلیج فارس با نام جعلی معرفی شده, نام همه کشورهای عربی منطقه در آن به تصویر کشیده شده و نام ایران نیز بصورت کامل حذف شده بود. این تابلو که در اندازه یک متر در یک متر نقاشی شده بود به قیمت 10 هزار یورو (حدود 120 هزار کرون) به معرض فروش گذاشته شده بود و به گفته مسئول گالری, نقاش آن قبلا 16 تابلوی مشابه را به خریدارانی که عموما از شیوخ ثروتمند عرب بودنده اند فروخته است”.
دیدن این تابلو جرقه ایده ای بود که امیر محسنی پس از بازگشت به استکهلم به مرحله اجرا درآورد. وی در این باره می گوید: ” دیدن این تابلوی نقاشی و تلاشی که با هدف جعل نام خلیج فارس در گوشه و کنار جهان صورت می گیرد مرا به این فکر انداخت که ما ایرانیان نیز باید در این رابطه فعالتر شویم. به یادم افتاد که روزانه حدود 10 هزار نفر از مقابل محل کار من در استکهلم عبور می کنند و علاوه بر آن سرنشینان اتومبیل هایی که در چهار راه در مقابل چراغ قرمز توقف می کنند به تابلوهای ما نیز نگاه می اندازند. پس اگر نام خلیج فارس را با بزرگترین حروف ممکن بصورت تابلویی نصب کنم نام خلیج فارس هر روزه در مقابل دید حدود 10 هزار نفر از شهروندان استکهلم قرار خواهد گرفت”.
امیر محسنی اضافه می کند: “تنها مشکل آن بود که بهانه ای جهت بالا بردن نام خلیج فارس در تابلوهایمان پیدا کنیم. سرانجام علی رغم اینکه ما به آن منطقه فروش بلیط نداریم اما تصمیم گرفتیم به زبان سوئدی بر روی تابلو بنویسیم: مسافرت های مخصوص به خلیج فارس!”
این ایده امیر محسنی تنها در حد ایده باقی نماند. او به ایده خود جامع عمل پوشاند و تابلوی بزرگ مزین به نام خلیج فارس اینک در خیابان “سوه آ وگن” استکهلم نگاه هر رهگذری را بسوی خود جلب می کند. اما امیر محسنی پیامیی برای دیگر مدیران و صاحبان شرکت ایرانی تبار در استکهلم, سوئد و دیگر نقاط جهان نیز دارد:
“امید من آنست که همه دیگر مدیران و صاحبان شرکت ایرانی در استکهلم و دیگر شهرهای سوئد نیز دست به اقدامی مشابه بزنند تا نام خلیج فارس در اعماق ذهن همه سوئدی ها نقش بسته و برای همیشه جاودان بماند. همه می توانند بمانند اما برای به نمایش درآوردن نام خلیج فارس بهانه ای پیدا کنند
پیام مهم رهبر انقلاب به نخستين كنفرانس بينالمللی خلع سلاح و عدم اشاعه؛
ما كاربرد سلاحهای اتمی و کشتار جمعی را حرام میدانیم
فنآوری هستهای، جایگاه برجستهای را در حیات اقتصادی از آن خود کرده است و با گذر زمان و افزایش نیازهای صنعتی، پزشكی و انرژی به طور فزایندهای اهمیت آن بیشتر خواهد شد/ملت ایران كه خود قربانی كاربرد سلاح شیمیایی است، بیش از دیگر ملتها، خطر تولید و انباشت این گونه سلاحها را حس میكند و آماده است همه امكانات خود را در راه مقابله با آن قرار دهد.
امروز شنبه، «نخستين كنفرانس بينالمللی خلع سلاح و عدم اشاعه» با پیام حضرت آيتالله خامنهای و با حضور بيش از چهارده وزير خارجه، ده معاون وزير و هشت نماينده از سازمانهای منطقهای و بينالمللی در تهران آغاز شد.
به گزارش «تابناک»، متن پیام رهبر انقلاب اسلامی كه توسط دكتر علیاكبر ولایتی در افتتاحیه این كنفرانس خوانده شد، به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
به شما میهمانان محترم كه در اینجا گرد آمدهاید، خوشامد میگویم. مایه خرسندی است كه جمهوری اسلامی ایران امروز میزبان اجلاس بینالمللی خلع سلاح است، به امید آنكه از فرصت فراهم آمده استفاده كرده، نتایج ماندگار و ارزشمندی را كه از گفتوگو و مشورت با یكدیگر به دست میآورید، تقدیم جامعه بشری نمایید.
اتمشناسی و علوم هستهای یكی از بزرگترین دستاوردهای بشری است كه میتواند و باید در خدمت رفاه ملتهای جهان و رشد و توسعه همه جوامع انسانی باشد. گستره كاربرد علوم هستهای طیف وسیعی از نیازهای پزشكی، انرژی و صنعتی را پوشش میدهد كه هر یك از اهمیت شایستهای برخوردار است. به این دلیل میتوان گفت كه فنآوری هستهای جایگاه برجستهای را در حیات اقتصادی به خود اختصاص داده است و با گذر زمان و افزایش نیازهای صنعتی، پزشكی و انرژی به طور فزایندهای اهمیت آن بیشتر خواهد شد و به همین میزان، تلاش برای دستیابی به انرژی هستهای و بهرهگیری از آن نیز افزایش مییابد. ملّتهای خاورمیانه كه مانند دیگر ملّتهای جهان تشنه صلح و امنیّت و پیشرفتاند حق دارند كه با بهرهگیری از این فنآوری، جایگاه اقتصادی و موقعیّت برتر نسلهای آتی خود را تضمین كنند. شاید یكی از اهداف غبارآلود كردن فضا در مورد برنامههای صلحآمیز هستهای جمهوری اسلامی ایران این است كه مانع از توجه جدی ملتهای منطقه به این حق طبیعی و ارزشمند خود شوند.
طَرفه آنكه، تنها مجرم اتمی جهان اینك به دروغ خود را مدعی مبارزه با گسترش سلاح اتمی معرفی میكند در حالیكه یقیناً هیچ اقدام جدی در این مسیر صورت نداده است و هرگز صورت نخواهد داد. اگر ادعای مبارزه با گسترش سلاح هستهای آمریكا دروغ نبود، آیا رژیم صهیونیستی میتوانست ضمن خودداری از پذیرش مقررات بینالمللی در این زمینه به ویژه ان.پی.تی، سرزمین اشغال شده فلسطین را به زرادخانهای مبدل سازد كه انبوهی از سلاحهای هستهای در آن ذخیره شده است؟
نام اتم به همان میزان كه بیانگر پیشرفت دانش بشری است، متأسفانه یادآور زشتترین واقعه تاریخ و بزرگترین نسلكشی و سوء استفاده از دست آورد علمی انسان نیز است. هر چند كه كشورهای متعددی اقدام به تولید و انباشت سلاح هستهای كردهاند كه فینفسه میتواند مقدمه ارتكاب جرم تلقی شده و صلح جهانی را شدیداً در معرض تهدید قرار داده است، اما فقط یك دولت مرتكب جرم اتمی شده است. تنها دولت ایالات متحده آمریكا است، كه ملت مظلوم ژاپن در هیروشیما و ناكازاكی را در جنگی نابرابر و غیر انسانی مورد هجوم اتمی قرار داد.
از زمانی كه انفجار نخستین جنگافزارهای هستهای توسط دولت ایالات متحده در هیروشیما و ناكازاكی فاجعهای انسانی با ابعاد بیسابقه در تاریخ آفرید و امنیت بشری را با تهدیدی عظیم مواجه ساخت، ضرورت نابودی كامل این سلاحها مورد اجماع قاطع جامعه جهانی قرار داشته است. استفاده از سلاح هستهای نه تنها به كشتار و تخریب گسترده منجر شد، بلكه میان آحاد ملت، نظامی و غیر نظامی، كوچك و بزرگ، زن و مرد و كهنسال و خردسال تمایزی قائل نشد و آثار ضد بشری آن مرزهای سیاسی و جغرافیایی را در نوردید، و حتی به نسلهای بعدی نیز خسارتهای جبرانناپذیر وارد نمود و لذا هرگونه استفاده و حتی تهدید به استفاده از این سلاح، نقض جدی مسلمترین قواعد بشر دوستانه و مصداق بارز جنایت جنگی قلمداد میگردد. به لحاظ نظامی و امنیتی نیز به دنبال دستیابی چند قدرت به این سلاح ضد بشری، تردیدی باقی نماند كه پیروزی در جنگ هستهای ناممكن و درگیری در چنین جنگی غیر عقلانی و ضد انسانی است. ولی برغم این بدیهیات اخلاقی، عقلانی، انسانی و حتی نظامی، خواست مؤكد و مكرر جامعه جهانی برای نابودی این سلاحها توسط گروه انگشتشماری از دولتها، كه امنیت خیالی خود را بر ناامنی همگانی بنا كردهاند، نادیده گرفته شده است.
اصرار این دولتها بر نگهداری، افزایش و گسترش توان تخریبی این سلاحها، كه هیچ كاربردی جز ارعاب و ترور دستهجمعی و ایجاد امنیت كاذب، مبتنی بر بازدارندگی ناشی از نابودی تضمینشده همگانی نداشته و ندارد، استمرار كابوس هستهای جهان را به دنبال داشته است. منابع خارج از شمار اقتصادی و انسانی در رقابت غیر عقلانی هزینه شدهاند تا هر یك از ابرقدرتها توان خیالی پیدا كنند كه بیش از ده هزار بار رقیبان خود و سایر ساكنان كره خاكی منجمله خودشان را نابود كنند. بیدلیل نیست كه این راهبرد بازدارندگی مبتنی بر نابودی تضمینشده متقابل، یا دیوانگی نام گرفته است.
برخی از دولتهای هستهای در سالهای اخیر از نظریه بازدارندگی در مقابل سایر قدرتهای هستهای بر مبنای نابودی تضمینشده متقابل هم فراتر رفتهاند تا جایی كه در راهبرد هستهای این دولتها، بر حفظ انتخاب هستهای در برابر تهدیدات متعارف از سوی ناقضین معاهده عدم اشاعه تأكید شده است، در حالیكه بزرگترین ناقضین معاهده عدم اشاعه، قدرتهایی هستند كه علاوه بر نقض تعهد خود در ماده 6 معاهده برای خلع سلاح هستهای، حتی در اشاعه عمودی و افقی این سلاحها گوی سبقت را از دیگران ربوده و منجمله با كمك به تسلیح رژیم صهیونیستی به سلاحهای هستهای و حمایت از سیاستهای آن رژیم، در اشاعه واقعی این سلاحها نقش مستقیم و مغایر تعهدات خود بر مبنای ماده 1 معاهده ایفا كرده و منطقه خاورمیانه و جهان را با تهدیدی جدی روبرو كردهاند و در رأس این دولتها، رژیم زورگو و متجاوز ایالات متحده آمریكا است.
جا دارد كه كنفرانس بینالمللی خلع سلاح، ضمن بررسی خطرهای تولید و انباشت سلاح هستهای در جهان، بطور واقعبینانه راهكارهایی را برای مقابله با این تهدید علیه بشریت ارایه كند تا بتوان گامی جدی در مسیر پاسداری از صلح و ثبات به پیش نهاد.
به اعتقاد ما افزون بر سلاح هستهای، دیگر انواع سلاحهای كشتار جمعی، نظیر سلاح شیمیایی و سلاح میكروبی نیز تهدیدی جدی علیه بشریت تلقی میشوند. ملت ایران كه خود قربانی كاربرد سلاح شیمیایی است، بیش از دیگر ملتها خطر تولید و انباشت این گونه سلاحها را حس میكند و آماده است همه امكانات خود را در مسیر مقابله با آن قرار دهد.
ما كاربرد این سلاحها را حرام و تلاش برای مصونیت بخشیدن ابنای بشر از این بلای بزرگ را وظیفه همگان میدانیم.
سیدعلی خامنهای
27/فروردین/1389
1/جمادیالاول/1431
آغاز مراسم گلابگيري در نياسر كاشان
كاشان- خبرنگاركيهان:
نهمين جشن گل سرخ محمدي و آيين گلابگيران در شهر نياسر كاشان طي مراسمي با حضور مشاور مطبوعاتي رئيس جمهور و مديرعامل خبرگزاري جمهوري اسلامي و ديگر مسئولان محلي آغاز شد.
علي اكبر جوانفكر در اين مراسم گلچيني و مراسم گلابگيري را از جذابيت هاي وصف ناپذير كاشان دانست و افزود: بايد با تقويت زيرساخت هاي گردشگري و فراخواندن سرمايه گذاران و تشويق آنها به وارد شدن در اين عرصه بتوانيم بيش از پيش گلاب اين منطقه را كه شهرت جهاني دارد به همه معرفي كنيم.
حسينعلي حاجي، معاون استاندار و فرماندار كاشان هم با اعلام آغاز مراسم گل چيني و گلابگيري در سطح يك هزار و دويست هكتار از گلستان هاي منطقه كاشان، نياسر، قمصر و برزك، گفت: از اين وسعت بيش از 5 هزار تن گل محمدي برداشت شده و هفت هزار و500 تن گلاب استحصال مي شود.
وي با اشاره به اينكه گل و گلاب در كشور به نام اين منطقه شناخته شده و به ثبت رسيده، از تلاش براي ثبت جهاني آئين گلچيني و گلابگيري خبر داد و اظهار داشت: بايد با استقرار بازارچه فروش گل، گلاب و ديگر عرقيات و صنايع دستي در كنار اماكن تاريخي، تفريحي و گردشگري كاشان، گردشگران را به اين موضوع راغب كنيم كه سوغات خود را مستقيما از خود توليدكننده ابتياع كنند.
حميدرضا صادقي، شهردار نياسر هم گفت: در اين شهر فصل گلچيني از اوايل ارديبهشت آغاز مي شود و تا اواخر خردادماه ادامه دارد اما امسال به دليل گرماي زودرس، به استقبال فصل گلابگيري مي رويم.
هزینه غلامرضا پهلوی از جیب روستاییان
شبکه ایران: ماجرای زمین خواری های گسترده رضا خان نزد اهل تاریخ معروف است. گذشته از آن، استفاده از اموال دولتی برای آباد کردن این زمین ها غصب شده هم مورد تأیید همه ناظران و شاهدان و کارشناسان است.
اما این موضوع مختص رضا شاه نبود و ظاهراً به صورت ارثی (!) به فرزندان او هم منتقل شده بود. ماجرای زیر که به یکی از پسران رضا شاه مربوط می شود مؤید همین موضوع است:
«از غلامرضا پسر رضا شاه نقل می کنند که در رامسر باغی داشت. یک روز شهردار را می خواهد و می پرسد: در صندوق شهرداری چقدر پول هست؟
شهردار مبلغی را می گوید. غلامرضا می گوید: لازم است با این پول باغ مرا کابل کشی کنید.
شهردار می گوید: اما این پول مختصر برای سیم کشی چند روستاست. مدت هاست به آنها وعده داده ایم.
غلامرضا فریاد می کشد: گور پدر روستاییان! فوراً باغ مرا کابل کشی کنید و پای هر چنار هم نورافکن بگذارید.
شهردار ناچار می شود چنین کند. پس از اتمام کار، غلامرضا در باغ حاضر می شود.
وی در این هنگام متوجه کنتوری می شود که بر دیوار نصب شده بود، با خشم از شهردار می پرسد: این کنتور برای چیست؟
شهردار جواب می دهد: برای تعیین میزان مصرف برق است.
غلامرضا فریاد می زند: این کثافت را از اینجا بردارید. مگر باید برق مصرفی مرا حساب کرد؟
شهردار بلافاصله فرمان غلامرضا را اجرا می کند و غلامرضا نیز یک نیم پهلوی (!) به وی انعام می دهد.»
(به نقل از داستان هایی از عصر رضا شاه، تألیف محمود حکیمی، انتشارات قلم، صفحات 170 و 171)
2غارتگر اقتصادي و فرهنگي پهلوي اسير پنجه مرگ شدند (خبر ويژه)
دو تن از سركردگان اقتصادي و فرهنگي رژيم پهلوي پس از سال ها خيانت به ملت و كشور اسير پنجه مرگ شدند.
شجاع الدين شفا معاون دربار پهلوي و نويسنده كتاب هاي ديني با گرايشات يهودي و بهايي در سن 92 سالگي در پاريس و در حالي جان سپرد كه به مدت چند هفته با وضعيتي وخيم بستري بود. مقارن با اين خبر، خبر مرگ هژبر يزداني در كاستاريكا و در سن 76 سالگي منتشر شد. وي از كلان سرمايه دار فاسد بهايي بود كه در رژيم پهلوي رشد كرد و از غارتگران بزرگ اقتصادي به شمار مي رفت. شجاع الدين شفا (متولد 1297) به واسطه رابطه نزديك با حسين علا وزير دربار پهلوي، در سال 1338 به معاونت علا منصوب شد و مسئوليت پذيرايي و راهنمايي خبرنگاران در مراسم عروسي شاه با فرح پهلوي را به عهده داشت و پول هاي كلاني از خبرنگاران به اين خاطر دريافت كرد. وي از مشوقان و بانيان جشن 2هزار و پانصدساله و دبيركميته مركزي اين جشن بود. سخنراني شاه در پاسارگاد با عبارت آغازين «كوروش آسوده بخواب ما بيداريم» را شجاع الدين شفا نوشت. وي در راستاي دين زدايي، علاقه وافري به افسانه سازي و باستان گرايي شونيستي داشت و به همين دليل پيشنهاد تغيير تقويم هجري به شاهنشاهي را ارائه كرد. وي پس از انقلاب به آمريكا گريخت و به مخالفان جمهوري اسلامي پيوست. ساواك در گزارش هاي خود شجاع الدين شفا را فردي بي قيد و بند و عياش معرفي مي كند.
نامبرده چند كتاب ضداسلامي و ضدشيعي منتشر كرد كه مورد اعتراض شديد مسلمانان قرار گرفت. اين سلطنت طلب به عنوان سلمان رشدي دوم معرفي شد. اين عنصر هتاك سرانجام پريروز در پاريس جان سپرد.
همزمان خبرها حاكي از مرگ هژبر يزداني كلان سرمايه دار بهايي در كاستاريكاست.
او از جمله عناصر مهم و كليدي در صحنه اقتصادي رژيم پهلوي بود كه با حمايت بهائيان و دربار پهلوي به ثروت هنگفت رسيد. مادر فرح پهلوي وي را چنين توصيف نموده است. «هژبر يزداني در حلقه دوستان و نزديكان شمس پهلوي قرار داشت. من بارها، هژبر را ديده بودم به انگشتان دستش انگشتري هاي گرانبها داشت كه يك فقره آن انگشتري الماس به ارزش پنج ميليون دلار بود… او بهايي بود. تخطي و خلافكاري و قانون شكني وي به اندازه اي بود كه وقتي تصميم به احداث يك مجتمع دامداري در سنگسر گرفت، همه روستائيان و زمين داران مسلمان را با زور از آن منطقه اخراج و زمين هايشان را تصاحب كرد. هژبر علاوه بر دامداري، بانكداري و سرپرستي صنايع و كشاورزي، قاچاق جواهر و طلاي ايران را عهده دار بود. بر هيچ كس پوشيده نبود كه هژبر نمي تواند بدون داشتن پشتوانه قوي به راحتي محموله هاي گرانبهاي خود را از مبادي ورود و خروج كشور عبور دهد. محمدرضا براي آن كه متهم به حمايت از بهائيان نشود، هژبر را به ميهماني ها و محافل و مجالس خود راه نمي داد. زماني هم كه به مناسبت سالروز تولد فرح، يك رشته جواهر عتيقه متعلق به كاترين دوم (امپراتريس روسيه) را به عنوان هديه فرستاد، فرح از قبول آن امتناع كرد. چند هفته بعد، اين رشته جواهر را بر گردن و لباس شمس ديديم و متوجه شديم، هژبر براي آن كه به دخترم دهن كجي كرده باشد، جواهرات را به شمس بخشيده است.»
هژبر يزداني با استفاده از حمايت بهائيان و طرفداري دربار (به ويژه عبدالرضا، محمودرضا و شمس پهلوي) و كريم ايادي پزشك مخصوص شاه به ثروتي هنگفت دست پيدا كرد. بهائيان قصد داشتند نبض اقتصاد كشور را به دست بگيرند لذا و با در اختيار قرار دادن سرمايه موسسه مالي بهائيان به هژبر يزداني يك باره او را از گله داري جزء، به تاجري بزرگ مبدل كردند. زهرا محمد حسين زاده عراقي همسر جهانبخش انهاري، دوست و همكار هژبر، مي گويد: «هژبر يزداني كسي نبود، چيزي نداشت، گله داري در سنگسر بيش نبود. او با حمايت بهائيان و عبدالكريم ايادي صاحب اين همه ثروت شد.»
حسين فردوست هم حمايت ايادي از هژبر را از عوامل مهم و موثر در رسيدن به قدرت اقتصادي برمي شمارد و در خاطرات خود مي نويسد: «يزداني با حمايت ايادي به قدرتي تبديل شد و اراضي وسيعي را در باختران و مازندران و اصفهان و غيره در اختيار گرفت و براي من معلوم شد كه تمام اين وجوه متعلق به بهائيان است و اين معاملات را يزداني براي آنها ولي به نام خود انجام مي دهد.»
وي در ماه هاي پاياني عمر رژيم پهلوي به صورت فرماليته بازداشت شد و مقارن با انقلاب از كشور گريخت.
نسخه چاپي ارسال به دوستان
خبرگزاري فارس منتشر کرد:
گزارش اوباما به كنگره در مورد پروژه هاي جنگ نرم آمريكا عليه ايران
خبرگزاري فارس: رئيس جمهور آمريكا در گزارشي خطاب به روساي مجلس نمايندگان و سناي آمريکا،اقدامات اين دولت در خصوص جنگ نرم آمريكا عليه ايران را تشريح كرد. گزارش دولت آمريکا شامل گسترش پخش اخبار، مقابله با پارازيت ماهوارهاي، استفاده بيشتر از توئيتر و فيس بوك، تقويت سازمان هاي غير دولتي و توليد فيلتر شكنهاي جديد براي ايرانيان است.
به گزارش خبرگزاري فارس، در سال گذشته كنگره آمريكا ضمن تصويب بودجه 55 ميليون دلاري براي جنگ نرم عليه جمهوري اسلامي ايران با عنوان “قانون قربانيان سانسور در ايران “، رئيس جمهور آمريكا را موظف كرد كه 90 روز پس از تصويب اين قانون گزارشي از تلاشهاي آمريكا براي پخش برنامه هاي بين المللي، تلاشهاي دولت ايران براي مسدود ساختن پخش برنامه هاي مورد حمايت آمريكا، تلاشهاي دولت ايران براي كنترل يا مسدود ساختن دسترسي به اينترنت، برنامه هاي لازم براي استفاده از بودجه مربوط به رسانه، تعامل و آموزش الكترونيك ايرانيان و همچنين تفكيكي جامع ميان مبالغ اختصاص يافته و هزينه شده براي رسانه هاي الكترونيك، و ارزيابي تاثير اين مبالغ ارائه دهد.
به تازگي اين گزارش توسط كاخ سفيد منتشر شده است.
بند اول اين گزارش به پخش اخبار در ايران از جانب نهادهاي تحت حمايت مالي دولت آمريكا مي پردازد و با توضيح افزايش اين برنامه ها در زمان حوادث پس از انتخابات رياست جمهوري ايران تاكيد ميكند كه يك مسير اينترنتي حفاظت شده و منحصر به فرد براي ايرانيها تعبيه گرديد تا تصاوير ويدئويي خود را به شبكه خبر فارسي صداي آمريكا ارسال نمايند. دولت آمريكا انتظار دارد كه با استفاده از كاربردهاي جديد موبايلهاي آيفون صاحبان موبايل در ايران بتوانند به وبسايت شبكه فارسي صداي آمريكا دسترسي داشته و اطلاعات و تصاوير خود را بدون ذكر نام ارسال نمايند تا صداي آمريكا نيز آنها پخش كند.
بند دوم گزارش ضمن بيان تلاشهاي ايران براي مقابله با اخبار شبكههاي آمريكا، پارازيت هاي زميني و ماهواره اي ايران را توضيح مي دهد و به تلاش كاخ سفيد براي مقابله با پارازيت از طريق تنظيم فركانسها و اضافهسازي ظرفيتهاي ماهوارهاي جديد مي پردازد.
در بند سوم مقابله با برنامه هاي ايران در فيلترينگ مورد بحث قرار گرفته و مي گويد آمريكا در تلاش است تا با يافتن منابع جديد براي حمايت از قراردادهاي فعلي با فروشندگان نرمافزارهاي فيلترشكن و همچنين يافتن نرمافزارهاي جديد، به مقابله با دولت ايران بپردازد و وبسايتها و نرمافزارهاي فيلترشكن جديد معرفي كرده و تلاش خواهد كرد تا انطباقپذيري و سازگاري كاربران ايراني را افزايش دهد.
گسترش برنامهها و پلتفرمهاي انتقال اطلاعات و ارسال خبر به ايران از طريق تلويزيون، راديو، اينترنت و ديگر پلتفرمهاي ديجيتالي نيز بند چهارم گزارش را تشكيل ميدهد.
تقويت سازمانهاي جامعه مدني و افزايش آزادي بيان از طريق استفاده از رسانههاي جديد بمنظور درگير ساختن جوانان، آموزش روزنامهنگاران طبق استانداردهاي بينالمللي و تدارك دسترسي به اطلاعات فيلتر نشده محور پنجم گزارش رئيس جمهور آمريكا به كنگره است.
ميزان جمعيت و قلمرو ايران كه در محدوده دسترسي اخبار راديو فردا و صداي آمريكا قرار دارند، ترافيك اينترنتي از ايران به وبسايتهاي راديو فردا و صداي آمريكا و ترافيك اينترنتي سرورهاي فيلترشكن تحت حمايت مالي دولت امريكا بندها پاياني گزارش اوباما هستند.
خبرگزاري فارس به دليل اهميت اين موضوع ، متن كامل اين گزارش را منتشر مي كند:
کاخ سفيد
واشنگتن
خانم رئيس کنگره:
بنده بر اساس اختيارات محول شده طبق بند 1264 “قانون قربانيان سانسور ايران ” (قانون عمومي 84-111، زيرمجموعه “قانون تنفيذ بودجه دفاع ملي ” در سال مالي 2010)، گزارشي را که توسط دولت تهيه شده است تقديم ميکنم. در اين گزارش اقدامات دولت آمريکا براي حصول اطمينان از جريان آزاد اطلاعات به ايران و افزايش توانايي ايرانيان در اعمال حقوقشان، به تفصيل شرح داده شده است.
باراک اوباما
نانسي پلوسي
رئيس محترم مجلس نمايندگان
***
کاخ سفيد
واشنگتن
آقاي رئيس:
بنده بر اساس اختيارات محول شده طبق بند 1264 “قانون قربانيان سانسور ايران ” (قانون عمومي 84-111، زيرمجموعه “قانون تنفيذ بودجه دفاع ملي ” در سال مالي 2010)، گزارشي را که توسط دولت تهيه شده است تقديم ميکنم. در اين گزارش اقدامات دولت آمريکا براي حصول اطمينان از جريان آزاد اطلاعات به ايران و افزايش توانايي ايرانيان در اعمال حقوقشان، به تفصيل شرح داده شده است.
باراک اوباما
جوزف آر. بايدن
رئيس محترم مجلس سنا
1. پخش اخبار در ايران از جانب نهادهاي تحت حمايت مالي دولت آمريكا
در محيطي آكنده از خفقان سياسي و سانسور رسمي رسانهاي، پخش بينالمللي اخبار از آمريكا تحت نظارت اداره “شوراي مديران پخش ” (BBG)يكي از اصليترين منابعي است كه ميتوان از طريق آن اخبار و اطلاعات دقيق در مورد حوادث ايران، اخبار و ديدگاههاي بينالمللي درباره ايران و سياستهاي آمريكا و همچنين گفتمان سياستگذاري در مورد ايران، را به سمع و نظر مخاطبين ايراني رساند. شبكه خبر فارسي صداي آمريكا (PNN) و راديو فردا متعلق به راديو آزاد اروپا/راديو آزادي (RFE/RL) منجمله برخي رسانههاي فارسيزبان هستند كه ايرانيها ميتوانند از طريق آنها به اخبار و اطلاعات جاري، سانسورنشده و بيطرفانه دست يابند. تلويزيون شبكه خبر فارسي صداي آمريكا و راديو فردا به صورت بيست و چهار ساعته به پخش برنامه پرداخته و اخبار، امور جاري و برنامههاي فرهنگي را به سمع و نظر تعداد چشمگيري از مخاطبين ايراني ميرسانند.
اداره “شوراي مديران پخش ” (BBG) در تحقيقات پيمايشي منظمي كه با استفاده از تلفن صورت گرفته نشان داده است كه اين خدمات تعداد زيادي مخاطب را به سوي خود جلب كردهاند. تحقيقي كه اخيرا (ژانويه 2009) انجام گرفته نشان داده است كه تلويزيون فارسي صداي آمريكا به صورت هفتگي در حدود 13.4 ميليون بيننده دارد. تعداد شنوندگان راديو فردا نيز بالغ بر 1.1 ميليون نفر بود. اين دو نهاد در مجموع 14.3 ميليون مخاطب بالغ (بالاي 15 سال) داشتند. اين رقم تقريبا برابر با يكسوم (31.5 درصد) كل جمعيت بالغ ايران است.
مقامات ايراني پس از حوادث انتخابات جنجالي رياستجمهوري، تلاش كردند تا تمام اخبار غيررسمي در مورد انتخابات و اعتراضات ناشي از آن را مسدود كنند. روز بعد از انتخابات شبكه خبر فارسي صداي آمريكا دو برنامه جديد را در دستور كار خود قرار داد تا به ايرانيان درباره حوادث كشورشان اطلاعرساني كند. در يك “برنامه صبحگاهي جديد ” يك “گزارش ويژه ” دو ساعته قرار داده شد كه به اخبار انتخابات و حوادث پس از آن ميپرداخت. به منظور پوشش خبري تحولات ايران از منابع متفاوتي استفاده ميشد كه عبارتند از: 1) تصاوير ويدئويي تهيه شده توسط “شهروندان روزنامهنگار ” ايراني؛ 2) تلفنهاي بينندگان از داخل كشور و تشريح آنچه ديده بودند؛ و 3) گزارشهايي از واكنشهاي ايرانيان خارج از كشور و همچنين واكنشهاي رسمي كشورهاي مختلف از جمله آمريكا.
اداره “شوراي مديران پخش “، به منظور پشتيباني از برنامهها، فركانسهاي ماهوارهاي جديدي را پيشبيني نمود تا از قبل بر انسداد فركانسهاي امواج پخش اخبار توسط دولت ايران پيشدستي نمايد. همچنين يك مسير اينترنتي حفاظت شده و منحصر به فرد براي ايرانيها تعبيه گرديد تا تصاوير ويدئويي خود را به شبكه خبر فارسي صداي آمريكا ارسال نمايند. خدمات وبسايت “تويتر ” (Twitter) نيز به صفحات وبسايت “فيسبوك ” (Facebook) و وبلاگها افزوده شد.
برنامههاي شبكه خبر فارسي صداي آمريكا واكنشهاي زيادي برانگيخت. هزاران تصوير ويدئويي، عكس، ايميل و تماس تلفي به سوي شبكه سرازير شدند و علاوه بر اين ميزان بازديد از وبسايت اين شبكه نيز 800 درصد افزايش يافت. ثبت نام در حدود 5000 عضو جديد در وبسايت “تويتر ” به علت دخالتهاي شديد اينترنتي دولت ايران ناتمام ماند. يك نظرسنجي نشان داد بسياري از ايرنياني كه در انتخابات شركت كرده بودند براي پيگيري اخبار كشور به شبكه خبر فارسي صداي آمريكا رجوع ميكردند. براي مثال 31 درصد رأي دهندگان گفته بودند كه مباحثات و مجادلات مربوط به انتخابات را در برنامه “گفتگوي خبري ” بخش فارسي صداي آمريكا دنبال ميكنند.
دولت انتظار دارد كه با استفاده از كاربردهاي جديد موبايلهاي آيفون و اندرويد (Android)، صاحبان موبايل در ايران و ديگر نقاط جهان بتوانند:
“به وبسايت شبكه خبر فارس صداي آمريكا دسترسي داشته و در صورت تمايل مقالهها را ابتدا دانلود و سپس بخوانند.
“قطعههاي خبري را به صفحات تويتر يا فيسبوك خود بفرستند تا از اين طريق اخبار بخش فارسي صداي آمريكا به صورت ويروسي منتشر شود.
“به صفحه تويتر مخصوص شبكه خبر فارسي صداي آمريكا دسترسي يابند.
“تصاوير ويدئويي و عكس را در وبسايت شبكه خبر فارسي صداي آمريكا آپلود نمايند. اين امر به ايرانيها اجازه ميدهد تا اطلاعات و تصاوير خود را بدون ذكر نام ارسال نمايند تا صداي آمريكا نيز آنها را پس از بررسي پخش نمايد.
راديو فردا تلاش كرده تا طيف گستردهاتي از اطلاعات مربوط به مسائل داخلي و خارجي را در اختيار شنوندگان ايراني قرار دهد. راديو فردا در ابتداي هر ساعت برنامه اخبار را پخش ميكند، پس از آن گزارشها، مصاحبهها و همچنين بخشهايي پخش ميشوند كه به مسائل جوانان، زنان، فرهنگ، اقتصاد و سياست ميپردازند. راديو فردا كه عموما بر مخاطبين جوان تمركز كرده فضايي را بوجود آورده تا ايرانيان علاوه بر دسترسي به جهان خارج، با يكديگر نيز در ارتباط باشند.
راديو فردا سعي دارد از طريق آخرين تكنولوژيهاي اينترنتي و وبسايتهاي اجتماعي در كنش متقابل با شنوندگان خود قرار گيرد. در وبسايت راديو فردا (radiofarda.com)، اخبار كوتاه، گزارشهاي خبري، مصاحبهها، تحليلها، تفسيرها، بخش ارسال نظرات، بخش عكس و همچنين قطعات صوتي و تصويري قرار داده شدهاند تا كنش متقابل با بينندگان تقويت گردد.
سيگنالهاي راديو فردا از طريق مجموعهاي از فركانسهاي موج كوتاه، موج متوسط و همچنين به صورت آنلاين ارسال ميشوند. معمولا دريافت فركانس موج كوتاه در ساعات شب در سطح متوسط و خوب قرار داشته اما در ساعات روز ضعيفتر ميشود. دريافت موج متوسط، هنگام انسداد توسط حكومت ايران، معمولا در مناطق جنوبي متوسط و خوب است زيرا اين مناطق به سيستم فرستنده راديو آزاد اروپا/راديو آزادي در خليج فارس نزديك هستند. اما دريافت اين موج در مناطق شمالي متوسط و ضعيف است. بخاطر مشكلات پيشروي كسب داده در محيطي آكنده از سركوب و همچنين با توجه به اينكه “شوراي مديران پخش ” نميتواند در داخل ايران حضور فيزيكي داشته باشد، بنابراين دادههاي مرتبط با ميزان مخاطبين نوسان زيادي دارند. با اين حال، بر اساس اعلاميه رسمي راديو فردا، اين شبكه خبري در هر ماه 10000 تماس تلفني، ايميل و پيامك دريافت ميكند (سپتامبر 2009).
بخش فارسي صداي آمريكا و راديو فردا حضور فعالي در وبسايتهاي مخصوص شبكههاي اجتماعي دارند. بخش فارسي صداي آمريكا داراي صفحه “تويتر “، هفت سايت تأييد شده در “فيسبوك ” و بيش از 30000 بيننده است. اين شبكه خبري داراي شش وبلاگ تأييد شده نيز است كه يكي از آنها به مسائل ورزشي اختصاص دارد. سايت “يوتيوب ” بخش فارسي صداي آمريكا منبعي براي كسب اخبار تصويري در زمان انتخابات رياستجمهوري و پس از آن بود. اين سايت در بازه زماني مذكور در حدود 470000 بيننده داشت. راديو فردا نيز در وبسايت “فيسبوك ” حضور دارد. صفحه “فيسبوك ” راديو فردا كه در آوريل 2009 تشكيل شده داراي 20000 عضو است كه در هفته به طور متوسط 3000 كنشمتقابل در ميان انها انجام ميگيرد و بدين ترتيب در حدود 200000 نفر به اخبار راديو فردا دسترسي مييابند. در زمان انتخابات رياستجمهوري ماه ژوئن و همچنين حوادث پس از آن وبسايت راديو فردا در حدود شش ميليون بازديدكننده داشته و در حدود 18 ميليون بار از صفحات داخل وبسايت بازديد شده بود (جولاي 2009).
2. تلاشهاي دولت ايران براي انسداد اخباري كه از شبكههاي تحت حمايت آمريكا و يا ديگر كشورها و نهادهاي غير ايراني پخش ميشوند
پارازيتهاي ماهوارهاي
دولت جمهوري اسلامي ايران به منظور انسداد دسترسي شهروندانش به اطلاعات خارجي اقدام به ارسال امواج پارازيت ماهوارهاي كرده است. آنها از دو نوع تكنولوژي براي توليد پارازيت استفاده ميكنند: “پارازيت ماهوارهاي ” (كه بدان “پارازيت در ارسال امواج از زمين به ماهواره ” نيز ميگويند) و “پارازيت زميني ” (كه بدان “پارازيت در ارسال امواج از ماهواره به زمين ” نيز گفته ميشود).
“پارازيت ماهوارهاي “: در اين نوع پارازيت امواجي نزديك فركانس سيگنالهايي كه بايد ماهواره دريافت كند فرستاده ميشود. پارازيت ماهوارهاي 100 درصد مؤثر است و ميتواند در خدمات ويژهاي كه سيگنالهاي مذكور به منظور ارائه آنها ارسال ميشوند تداخل ايجاد كند. اين نوع پارازيت ماهوارهاي جريان بيتهاي ديجيتالي ماهواره را مختل كرده و محتواي برنامهها را در تمام مكانهاي احتمالي دريافت مختل ميكند.
“پارازيت زميني “: در اين روش سيگنالهاي پارازيتزا همسان و يا نزديك به سيگنالهاي دريافتي سيستمهاي آنتن ماهوارهاي ارسال ميشوند. دولت ايران اولين دولتي بود كه از اين نوع پارازيت براي مسدود كردن شبكههاي ماهوارهاي استفاده كرد. دولت ايران به مدت شش سال است كه از تكنولوژي پارازيت زميني استفاده ميكند و گفته ميشود كه پس از حوادث مربوط به انتخابات استفاده از اين تكنولوژي را افزايش چشمگيري داده است تا تأثيرپذيري شهروندانش از خارج را محدود كند. در پارازيتهاي زميني بايد فركانسهايي بسيار قوي ارسال گردند و اين امر ميتواند براي سلامت انسان مضر باشد. سازمانهاي بهداشت جهاني دولت ايران را به علت استفاده از اين تكنولوژي خطرناك محكوم كردهاند. پارازيت زميني تأثير 100 درصدي ندارد. در اين روش بايد سيگنالهاي پارازيت قوي در برخي فركانسهاي مشخص ارسال شوند تا در يك منطقه جغرافيايي وسيع به تعدادي زيادي گيرنده ماهوارهاي نفوذ كنند. ساختمانها و ديگر عوامل جغرافيايي از ميزان تأثيرگذاري پارازيت زميني ميكاهند.
در اوايل ماه مي 2009 – يك ماه مانده به انتخابات رياستجمهوري – فعاليتهاي پارازيتزاي دولت ايران افزايش چشمگيري يافت. دولت سيگنالهاي شبكه خبر فارسي صداي آمريكا و ديگر شبكههاي تلويزيوني كه براي ايران پخش ميشدند را هدف قرار داد. به نظر ميرسد كه آنها هم فرستندههاي ثابت و هم متحرك را بكار گرفتند تا دريافت امواج از طريق آنتنهاي ماهوارهاي موجود بر سقف خانهها را مختل و متوقف سازند.
“شوراي مديران پخش ” قبل و پس از انتخابات رياستجمهوري ايران، با تنظيم فركانسها و اضافهسازي ظرفيتهاي ماهوارهاي جديد به مقابله با پارازيتهاي ماهوارهاي دولت ايران مي پردازد. “شوراي مديران پخش خبر ” به طور مداوم اقدامات ايران براي ارسال پارازيت را زير نظر داد. اين اداره مهندسين متخصص خود را به كار گمارده تا با تدوين استراتژيهاي لازم از دسترسي مخاطبين به برنامهها اطمينان حاصل نمايند. اين چالش بالاخص زماني بزرگتر ميشود كه بدانيم برنامهها بايد از فركانسهاي آشنا براي مخاطبين خارج شده و يا به ماهوارههايي كه كمتر توسط ايرانيها استفاده ميشوند منتقل گردند.
پارازيتهاي راديويي
امواج ماهوارهاي راديو فردا هدف پارازيتهاي دولت ايران قرار نگرفتهاند و اين شبكه راديويي در پنج فركانس در پنج مسير ماهوارهاي (نايلست، عربست، تلاستار-12، يوتلست و آسياست-3) به پخش برنامه ميپردازد. با اين حال، دولت ايران سعي كرده تا امواج راديويي اين شبكه خبري را مسدود كند.
راديو فردا در دو فركانس موج متوسط و كوتاه به صورت شبانهروزي براي مخاطبين ايراني برنامه پخش ميكند. قبل از انتخابات ژوئن 2009، راديو فردا يك فركانس موج متوسط (AM) و سه فركانس موج كوتاه براي هر كدام از برنامههاي 21 ساعتهاش داشت (3 ساعت اضافي تنها در موج متوسط پخش ميشد). سيگنال موج متوسط اندك زماني پس از آغاز بكار دچار پارازيت شد. طي بحرانهاي انتخاباتي ژوئن 2009 هر دو فركانس موج كوتاه و متوسط راديو فردا دچار اختلال گرديد.
اداره “شوراي مديران پخش ” پس از 15 ژوئن، تعداد فركانسهاي موج كوتاه راديو فردا را دو برابر كرده است. اين افزايش در زمان صبح همچنين اوايل و اواسط عصر رخ ميدهد يعني زماني كه بيشترين مخاطبين در كنار راديوها قرار گرفتهاند. بدين ترتيب فركانسهاي ارسال امواج راديو فردا از 5 به 10 افزايش يافتند.
بخش فارسي صداي آمريكا نيز هر روز 5 ساعت برنامه راديويي پخش ميكند. اين برنامهها به مدت 4 ساعت از طريق موج متوسط، و 5 ساعت از طريق سه فركانس موج كوتاه ارسال ميشوند. در حوادث انتخاباتي فركانس موج كوتاه به طور متناوب دچار پارازيت ميشد، اما تاكنون موردي از پارازيت بر روي موج متوسط مشاهده نشده است.
3. تلاش هاي دولت ايران براي كنترل و مسدود كردن دسترسي به اينترنت و جمعآوري اطلاعات در مورد افراد
دولت ايران در زمان اعتراضات و بروز ناآراميهاي پس از انتخابات ژوئن 2009، سانسور اينترنتي را افزايش داد تا از سازماندهي معترضين از طريق اينترنت جلوگيري كرده و دسترسي به اطلاعات در مورد اعتراضات، دامنه و ميزان مشاركت در آنها را كنترل كند. قبل از انتخابات، تلاشهاي “شوراي مديران پخش ” بيشتر بر وبسايتهاي فيلترشكن متمركز بود. همچنين يك نرمافزار فيلترشكن نيز وجود داشت كه به كاربران ايراني اجازه ميداد تا به برنامههاي شبكه خبر فارسي صداي آمريكا و همچنين راديو فردا دسترسي يابند.
بعد از افزايش رسمي سانسور در فضاي بعد از نتخابات خود ايرانيها به دنبال راههايي بودند تا بر اين مشكل فايق آيند. “شوراي مديران پخش ” در تلاش است تا با يافتن منابع جديد براي حمايت از قراردادهاي فعلي با فروشندگان نرمافزارهاي فيلترشكن و همچنين يافتن نرمافزارهاي جديد، به مقابله با اخلالهاي دولت ايران در برنامههايش بپردازد. “شوراي مديران پخش ” وبسايتها و نرمافزارهاي فيلترشكن جديد معرفي كرده و تلاش خواهد كرد تا انطباقپذيري و سازگاري كاربران ايراني را افزايش دهد.
ابتكارات رسانهاي آنلاين و جديد فارسي
وبسايت شبكه خبر فارسي صداي آمريكا فعالترين وبسايت صداي آمريكاست. اين وبسايت در سال 2009 در حدود 22 ميليون بازديدكننده داشت. در سال 2009 اصلاحاتي جدي در وبسايت انجام گرفت تا استفاده از آن تسهيل گردد. بخش فارسي صداي آمريكا در فضاي رسانههاي اجتماعي نيز وارد فعاليت شده است. اين بخش داراي يك صفحه در تويتر، هفت سايت در فيسبوك، پنج وبلاگ و يك كانال يوتيوب است. اين سايتها دهها هزار بيننده دارند و در آنها مباحثي عمده و چشمگير مطرح ميشوند.
بخش فارسي صداي آمريكا در ژانويه 2010 اولين برنامه كاربردي براي گوشيهاي آيفون و اندرويد را ايجاد كرد. اين برنامه به كاربران ايراني اجازه ميدهد تا محتواي وبسايت شبكه خبر فارسي صداي آمريكا را از طريق ايميل، فيسبوك و تويتر پخش كنند و همچنين با فشار دكمهاي در دستگاههاي موبايل عكسها و تصاوير ويدئويي را از طريق يك لينك بينام و امن ارسال نمايند.
پوشش خبري ناآراميهاي انتخابات ژوئن 2009 در شبكه خبر فارسي صداي آمريكا با برقراري شبكه گسترده ارتباطات كاركنان اين بخش در داخل ايران – روزنامهنگارها، فعالين، تحليلگران سياسي – و همچنين كمكهاي “شهروندان روزنامهنگار ” ايراني كه تصاوير ويدئويي و عكس از تظاهرات و ديگر وقايع تهيه ميكردند، رشد چشمگيري يافت. گزارشهاي تهيه شده توسط مخاطبين پس از بررسيهاي دقيق توسط ويراستارهاي شبكه خبر فارسي صداي آمريكا بر روي آنتن و اينترنت ارسال ميشد.
بخش فارسي صداي آمريكا در موبايلها نيز قابل دسترسي است. در ماههاي بعدي امكانات بخش موبايل اين شبكه خبري افزايش خواهند يافت.
در اواخر سال 2009، بخش فارسي صداي آمريكا عضو وبسايت “يوسندايت ” (YouSendIt) شد. بدين ترتيب كاربران ايراني ميتوانند ويدئوهاي تصويري و عكسهاي خود را به ما ارسال كنند. در ابتدا قرار بود از اين طريق و با توجه به مشكل امكانناپذير بودن حضور گزارشگران اين شبكه در ايران، از روش فوق براي تهيه عكس و تصوير براي گزارشها استفاده شود اما پس از برگزاري انتخابات جنجالبرانگيز ايران در سال 2009، اهميت و ارزش اين روش بيش از پيش نمايان شد. ايرانيها تصاوير ويدئويي زيادي از اعتراضات ارسال كرده و ميكنند. تمام اطلاعاتي كه فرستاده ميشوند محرمانه هستند.
اگرچه وبسايت راديو فردا و ديگر وبسايتهايي – به مانند فيسبوك – كه بر اساس ارسال مطالب عمل مينمايند، به طور مداوم توسط مقامات ايران فيلتر ميشوند، امكانات فيلترشكني كه توسط “اداره مديران پخش ” ارائه ميشوند به كاربران ايراني اجازه ميدهد كه از اين موانع عبور كنند. با اين حال، دولت ايران علاوه بر مسدود كردن وبسايتها سرعت اينترنت را نيز كاهش داده و بدين ترتيب حتي با وجود فيلترشكن گوش كردن به صدا و تماشاي تصاوير ويدئويي در داخل ايران مشكل است. علاوه بر اين، دولت ايران از آخرين تكنولوژيهاي نرمافزاري و فيلترينگ بهره ميبرد تا فعاليتهاي خود در حوزه سانسور را ارتقاء بخشد.
4. برنامههاي اداره “شوراي مديران پخش ” براي استفاده از مقادير اختصاص يافته طبق بخش 1244، عبارتند از:
الف) شناسايي و سپس بسط يا توليد برنامهها و پلتفرمهاي ويژه؛ و
ب) بسط يا توليد ظرفيت انتقال اطلاعات از طريق ماهواره، راديو و يا اينترنت.
اگرچه “قانون قربانيان سانسور در ايران ” اجازه اختصاص مبالغ جديد به “شوراي مديران پخش ” به منظور گسترش برنامهها و پلتفرمهاي انتقال اطلاعات را صادر كرده اما تاكنون هيچ مبلغي پيرو اين قانون اختصاص نيافته است. با اين حال، پخش خبر به ايران از طريق تلويزيون، راديو، اينترنت و ديگر پلتفرمهاي ديجيتالي يكي از اولويتهاي اداره “شوراي مديران پخش خبر ” باقي ميماند. پيرو مبالغ اختصاص يافته براي سال مالي 2010 در “قانون تخصيص هماهنگ ” (Consolidated Appropriations Act)، “شوراي مديران پخش ” به پشتيباني خود از برنامههاي ما [دولت آمريكا] براي برقراري ارتباط با مخاطبين ايراني كه اهميت زيادي دارد، ادامه خواهد داد.
پس از بحرانهاي ناشي از انتخابات رياستجمهوري ايران در سال 2009، راديو فردا پخش برنامههايش را از 8 ساعت در روز به 11 ساعت و 40 دقيقه افزايش داد. محتواي غير موسيقيايي اين شبكه راديويي از 33 درصد به 48 درصد افزايش يافته است.
(5) برنامههاي ارائه شده براي استفاده از “صندوق رسانه، تعامل و آموزش الكترونيكي ايرانيها ”
در حاليكه مبالغ مورد نياز به صندوق واريز نشدهاند ما از منابع “صندوق پشتيباني اقتصادي ” ((ESF و “صندوق دموكراسي حقوق بشر ” (HRDF) استفاده ميكنيم تا به مردم ايران ابزار لازم براي دستيابي به حقوق اوليه و تعيين حق سرنوش خويش را ارائه كنيم. اين برنامهها در سه حوزه عمده قرار ميگيرند: (1) تقويت سازمانهاي جامعه مدني؛ (2) افزايش آگاهي و تقويت حاكميت قانون كه شامل تبعيت از مفاد قانون اساسي و قوانين جاري ايران است و (3) افزايش آزادي بيان از طريق استفاده خلاقانه از رسانههاي جديد به منظور درگير ساختن جوانان، آموزش روزنامهنگاران طبق استانداردهاي بينالمللي و تدارك دسترسي به اطلاعات فيلتر نشده در اينترنت و همچنين تدارك امكانات زبان فارسي براي اين رسانهها و ابزار جديد.
علاوه بر اين ما قصد داريم تا از انواع جديد تكنولوژيهاي مدرن بهره ببريم تا حمايت و پشتيباني خود را از دسترسي آزاد به اينترنت در ايران عميقتر سازيم – تدوين پلتفرمهاي مجازي، افزايش ضريب امنيتي كاربران و ارائه تكنولوژيهاي ضدفيلترينگ نمونههايي از حوزههاي احتمالي هستند كه در آنها برنامهريزي خواهيم كرد.
(6) مشروح جزء به جزء مبالغ تعهد شده از جانب “صندوق رسانه الكترونيكي ايرانيان ” و نحوه مصرف آنها و ارزيابي تأثير اين مبالغ
مبلغ مورد نظر به صندوق واريز نشده است، اما وزارت خارجه خلاصهاي از اقدامات دولت براي حمايت از آزادي رسانه و اينترنت در ايران ارائه ميكند. اقدامات جديد در حوزههايي كه در دستورالعمل صندوق مشخص شدهاند با استفاده از بودجه سال قبل در حال پيگيري هستند.
7. ميزان جمعيت و قلمرو ايران كه در محدوده دسترسي اخبار موج كوتاه و متوسط راديو فردا و صداي آمريكا قرار دارند و ديگر اطلاعات جمعيتشناختي مربوطه كه مي توان در مورد مخاطبين چنين برنامههايي بدست آورد
دادههاي تحقيقاتي در 5 ساله گذشته نشان ميدهند بيشتر ايرانياني كه از منابع خارجي خبر كسب ميكنند اين كار را با استفاده از تلويزيونهاي ماهوارهاي و همچنين به طور فزايندهاي، از طريق اينترنت انجام ميدهند. مالكيت راديوهاي موج متوسط و موج كوتاه كاهش يافته و هم اكنون يكسوم جمعيت بدين نوع راديوها دسترسي دارند درحاليكه اين ميزان در سال 2006 بالغ بر 70 درصد بود. هفته گذشته استفاده از اين باندها به ترتيب 7 درصد و 11 درصد بود. در همين حوزه، ميزان دسترسي هفتگي به 11 ايستگاه راديويي و تلويزيوني بينالمللي در حال كاهش است. در ژانويه 2009، استماع هفتگي به راديوي فارسي صداي آمريكا در حدود 0.9 درصد بود. 2.5 درصد نيز به طور هفتگي به راديو فردا گوش ميكردند. البته اين مقادير و اعداد ميتوانند نشاندهنده افزايش “ضريب ترس ” در ميان ايرانيان نيز باشد كه باعث ميشود آنها در مورد گزارش ماهيت و ميزان رسانهاي كه از آن استفاده ميكنند احتياط كنند.
8. ترافيك اينترنتي از ايران به وبسايتهاي راديو فردا و صداي آمريكا
در وبسايت راديو فردا (radiofarda.com)، اخبار كوتاه، گزارشهاي خبري، مصاحبهها، تحليلها، تفسيرها، بخش ارسال نظرات، بخش عكس و همچنين قطعات صوتي و تصويري قرار داده شدهاند. در سپتامبر 2009، تعداد بازديدكنندگان از وبسايت راديو فردا بالغ بر 3.7 ميليون نفر بود تعداد بازديد از صفحات وبسايت (page views) نيز نزديك 12 ميليون ميشد. (جولاي 2009) در ماه در حدود 3000 نظر به وبسايت راديو فردا ارسال شده است (سپتامبر 2009). راديو فردا در وبسايت فيسبوك نيز حضور دارد. صفحه “فيسبوك ” راديو فردا كه در آوريل 2009 تشكيل شده داراي 20000 عضو است كه در هفته به طور متوسط 3000 كنشمتقابل در ميان آنها انجام ميگيرد و بدين ترتيب در حدود 200000 نفر به اخبار راديو فردا دسترسي مييابند. راديو فردا در وبسايت تيوتر و “فرندفيد ” نيز حضور دارد.
در وبسايت فارسي صداي آمريكا (VOANews.com/Persian) ميتوان برنامههاي اين شبكه خبر فارسي صداي آمريكا را به صورت زنده و يا ضبط شده مشاهده كرد. اخبار و اطلاعات اين وبسايت در تمام طول روز به روزرساني ميشوند. به طور متوسط اين وبسايت در هر ماه 1.6 ميليون بازديد كننده دارد اما بعد از انتخابات رياستجمهوري ايران اين تعداد ناگهان در حدود دو برابر افزايش يافت. بخش فارسي صداي آمريكا هزاران ويدئوي تصويري در زمان بحران از كاربران دريافت داشته كه در دوران اوج در هر ساعت 300 ويدئوي تصويري بدين وبسايت ارسال ميشد. صفحه بخش فارسي صداي آمريكا 6000 عضو در تيوتر و 30000 عضو در فيسبوك دارد. در سال 2009 سايت فيسبوك بخش فارسي صداي آمريكا در حدود 30000 كنش متقابل اعضاء داشته است. شبكه خبر فارسي صداي آمريكا هر ماهه دهها هزار ايميل،تماس تلفني و مطالب تهيه شده توسط مخاطبين دريافت ميكند.
9. ترافيك اينترنتي سرورهاي فيلترشكن تحت حمايت مالي “شوراي مديران پخش ” و نظارت بر افزايش ظرفيت اين بخش
همانگونه كه در بالا نيز اشاره شده، از ژوئن 2009 به اين طرف، “شوراي مديران پخش ” برنامهها و انتقال اطلاعات به ايران را با استفاده از منابع موجود افزايش داده است. شبكه خبر فارسي صداي آمريكا در دوران بحران پس از انتخابات دو ساعت به زمان برنامههاي خود افزود. بدين ترتيب كه يك ساعت به هفت ساعت برنامه عصرگاهي اضافه شده و برنامهاي نيز به مدت يك ساعت با عنوان “برنامه صبحگاهي ” شروع به پخش كرد. به علت كمبود منابع يك ساعت عصر پس از يك ماه قطع گرديد اما برنامه صبحگاهي تاكنون ادامه دارد.
راديو فردا نيز پس از انتخابات محتواي برنامههاي خود را افزايش داد. فرمت پخش 24 ساعت/7 روز راديو فردا امكان انعطافپذيري بيشتري بدين شبكه داده و اين ايستگاه راديويي را قادر ميسازد كه در زمان لازم و در هنگام بروز رخدادي مهم وارد پخش مستقيم شود. پس از شروع اعتراضات در ماه ژوئن راديو فردا نيز محتواي برنامههاي خود را تا جايي كه منابع اجازه ميدهند افزايش داده است. اين راديو ارائه خدمات در اينترنت را نيز افزايش داده، بخشهاي ديدگاهها و نظرات را توسعه بيشتري داده و امكانكنش متقابل با مخاطبينش را نيز ارتقاء بخشيده است. راديو فردا سعي داشته كه اخبار و گزارشهاي تحليلي دقيقي در مورد رويدادها منتشر كند.
توسعه و بهبود سختافزاري و نرمافزاري لازم در انتقال اطلاعات انجام گرفته است. “شوراي مديران پخش ” چهار فركانس ماهوارهاي جديد، يك صفحه در تويتر، كاربردهاي جديد در آيفون و اندرويد اضافه كرده و همچنين تعداد باندهاي موج كوتاه راديو فردا را دو برابر كرده تا از انتقال اطلاعات به مخاطبين ايراني حمايت و پشتيباني كند. همچنين اين اداره، قراردادهاي خود را با شركتهاي تكنولوژيكي ارائه كننده خدمات ضد فيلتر افزايش داده تا وبسايتها و نرمافزارهاي فيلترشكن جديد به كاربران ارائه كند.
در سال 2009 به طور متوسط در هر ماه 684000 نفر از طريق سرورهاي فيلترشكن وارد وبسايت بخش فارسي صداي آمريكا شدهاند. اين ميزان در ماه جولاي 1.6 ميليون بود. در سال 2009 به طور متوسط در هر ماه 760000 نفر از طريق سرورهاي فيلترشكن وارد وبسايت راديو فردا شدهاند. در ماه جولاي 1.6 ميليون نفر از وبسايت راديو فردا بازديد كردهاند.
انتهاي پيام/
نسخه چاپي ارسال به دوستان
/مشروح/ مهمان پرست در مصاحبه با الجزيره:
برنامه هستهاي تهران با قدرت ادامه مييابد
خبرگزاري فارس: سخنگوي وزارت خارجه كشورمان در مصاحبه با تلويزيون الجزيره با بيان اينكه چنانچه كشوري مرتكب حماقتي در حمله به ايران شود؛ ديگر فرصتي براي پشيماني نخواهد داشت؛ گفت: برنامه هستهاي خود را با قدرت ادامه ميدهيم.
به گزارش مانيتورينگ فارس، “رامين مهمان پرست ” سخنگوي وزارت خارجه جمهوري اسلامي ايران در مصاحبه با تلويزيون الجزيره در پاسخ به سئوالي مبني بر تهديد آمريكا بر اعمال تحريمها عليه ايران و مواضع روسيه و چين در اين زمينه، گفت: 30 سال است كه آمريكا كشور ما را تهديد ميكند و حتي قبل از برنامه هستهاي كشورمان به دنبال بهانههايي براي تحريم ايران بودند و حتي اگر در خصوص برنامه هستهاي با آمريكا به توافق برسيم باز هم پرونده جديدي را باز خواهند كرد.
وي با بيان اينكه ملت ما اين تحريم را غير منطقي ميداند، اظهار داشت: اين تحريمها نميتواند ملت ما را از دستيابي به حقوق مشروع خود باز دارد بنابراين با قدرت برنامه هستهاي خود را با همكاري با آژانس بين المللي انرژي هستهاي ادامه خواهيم داد و تهديد آنها مبني بر تحريم ايران هيچ تاثيري در عزم ملتمان نخواهد داشت زيرا برنامه هستهاي ما صلح آميز و تحت نظارت آژانس انرژي اتمي است و كشورهايي كه به دنبال تحريم ايرانند تنها خود را از بازارهاي ما محروم ميكنند.
مهمان پرست در پاسخ به سئوالي درباره احتمال تغيير مواضع چين و روسيه در خصوص برنامه هستهاي ايران گفت: ما با كشور روسيه روابط بلند مدتي داريم و شرايط و امكانات سياسي و جغرافيايي ما را به سمت استفاده از اين امكانات به سود منافع كشورهايمان سوق ميدهد. همين طور روابط خوبي با چين داريم و معتقدم كه به يكديگر نياز داريم و هر چند ممكن است كه مسائل سياسي بر روابط دو كشور تاثير بگذارند ولي ما همسايه هستيم و همسايهها روابطشان را براي مدت طولاني تنظيم ميكنند و مصالح و منافع ما بزرگتر از تاثير كشورهاي دور و پتانسيل آنها در تخريب اين روابط است. بنا براين اعتقاد داريم كه رابطه ما با روسيه و چين همانند گذشته ادامه خواهد يافت.
مهمان پرست افزود: درباره فشارهايي كه بر روسيه و چين براي كاستن روابطشان با ايران وارد ميشود تنها از زاويه سياسي نميتوان به اين مساله نگاه كرد زيرا مصالح و منافع اقتصادي وجود دارند كه سياست كشورها را تعيين ميكنند و اعتقاد داريم كه فعاليتها در پروژه هستهاي بوشهر به نحو مطلوبي رشد يافته و به مراحل نهايي رسيده است. بقيه مسائل مشترك بين ما و چين و روسيه نيز به همين منوال است لذا روابط ما با اين كشورها خوب ارزيابي ميشود.
وي در پاسخ به سئوالي مبني بر اينكه “گفته ميشود كه ميزان واردات چين از نفت ايران كاهش يافته است. اين موضوع جقدر صحت دارد؟ و چنانچه درست باشد آيا اين موضوع بيانگر نزديكي موضع چين با آمريكا نيست؟ ” گفت: خير اينگونه نيست. كشورهاي بزرگ سعي ميكنند كه در آينده ساير كشورها نقش اقتصادي موثري داشته باشند و از جمله چين سعي ميكند كه برنامههاي بلند مدتي براي تامين انرژي مورد نياز خود تنظيم كند و لذا برنامههاي آنان تحت تاثير قضاياي سياسي ساده قرار نميگيرد. ما تغييري در تعامل چين با ايران نميبينيم.
مهمان پرست درباره ديدگاه ايران نسبت به نشست امنيت هستهاي واشنگتن با بيان اينكه ما از هر اجلاسي براي خلع سلاح هستهاي در هر نقطهاي از جهان استقبال ميكنيم، افزود: معتقديم هر گامي كه براي خلع سلاح اتمي برداشته شود به سود ملتهاست. بنابراين در حالي كه بايد از استفاده كشورها از انرژي صلح آميز هستهاي حمايت كنيم بايستي براي خلع سلاح هستهاي و از بين بردن تسليحات كشتار جمعي فعاليت كنيم.
وي با بيان اينكه چنانچه نشست واشنگتن براي خلع سلاح هستهاي عزم جدي دارد بايد گامهاي عملي در اين زمينه بردارد، نشست موسوم به امنيت هستهاي واشنگتن را تبليغاتي خواند و با دعوت كشورهاي دارنده سلاح اتمي به صداقت براي خلع سلاح هستهاي افزود: چرا ايالات متحده آمريكا، ايران و كره شمالي را به حمله هستهاي تهديد ميكند؟ آيا سلاح اتمي به سود ملت هاي مظلوم است؟ و آيا كشورهايي كه ديگران را به حمله هستهاي تهديد مي كنند از تروريسم حمايت نميكنند؟ بنابراين چنانچه واقعا نگران تروريسم هستهاي هستند بايد از خودشان شروع كنند.
وي در پاسخ به ادعايي مبني بر اينكه نشست تهران پاسخي به واشنگتن است، گفت: تقريبا از دو سال پيش براي برگزاري اجلاس خلع سلاح در تهران برنامه ريزي شده است بنابراين هيچ ارتباطي به نشست واشنگتن ندارد و همان گونه كه قبلا نيز گفتم ما از هر كشوري كه براي خلع سلاح هستهاي گام جدي بردارد حمايت مي كنيم و احساس ميكنيم كه استقبال كشورها از كنفرانس خلع سلاح و عدم اشاعه تهران و آن هم در سايه فشارهاي آمريكا و كشورهاي غربي بر برخي كشورها، دليلي بر عزم جدي كشورها براي خلع تسليحات اتمي است… البته اين كنفرانس نخستين گام در اين زمينه است و قرار نيست همه مشكلات همين حالا حل شود.
وي هدف نخست نشست تهران را حمايت از استفاده همه كشورها از انرژي صلح آميزهسته اي دانست و افزود: دومين هدف كنفرانس تهران منع استفاده و كاربرد سلاح هستهاي بدون هيچ گونه استثنايي است و بر همه است كه از سلاح هاي هستهاي دوري كنند. اين كنفرانس به صورت دورهاي هر ساله برگزار خواهد شد.
مهمان پرست در پاسخ به سئوال خبرنگار الجزيره در تهران مبني بر اينكه ” برخيها ميگويند كه نشست تهران براي ايجاد قدرتي بين المللي براي حمايت از برنامه هستهاي ايران بود، نظر شما در اين زمينه چيست؟ ” گفت: اين تحليل درستي نيست زيرا همان گونه كه پيش از اين هم اشاره كردم فعاليتهاي هستهاي ما صلح آميز است و اين حق مسلم ماست … اين پرونده تنها بايد در آژانس انرژي هستهاي مورد بررسي قرار گيرد و بررسي آن در خارج از اين چهارچوب را سياسي و غير قانوني ميدانيم. معتقديم كه پرونده برنامه هستهاي ما بسته شده است و ما در اين زمينه به پيش خواهيم رفت…همه كشورها بدون استثنا حق استفاده از انرژي صلح آميز هستهاي را دارند و اين يكي از اهداف كنفرانس خلع سلاح و عدم اشاعه تهران بوده است.
وي اتهامات كشورهاي غربي به برنامه هستهاي ايران را عاري از صحت دانست و افزود: دستگاههاي اطلاعاتي غربي بويژه آمريكا خوب ميدانند كه هيچ فعاليت هستهاي براي اهداف نظامي در برنامه هستهاي ايران وجود ندارد.
سخنگوي وزارت خارچه كشورمان با بيان اينكه هم اكنون دهها هزار كلاهك هستهاي در آمريكا وجود دارد و واشنگتن با وقاحت علاوه بر حمايت از رژيم صهيونيستي كه خود داراي سلاح اتمي است؛ ملت ما را به استفاده از اين كلاهكها تهديد ميكند،افزود: نشست تهران براي دستيابي به اهدافش ادامه خواهد يافت و جهت تحقق آنچه ملتها به دنبال آنند؛ كشورهاي بيشتري را جذب خواهد كرد.
مهمان پرست در پاسخ به سئول “ملحم ريا ” خبرنگار اين شبكه در تهران مبني بر علت افزايش تشنج در روابط تهران واشنگتن گفت: ما از زمان به رياست رسيدن اوباما سعي كرديم كه با خوش بيني به كابينه او نگاه كنيم و حتي رئيس جمهوري ما نيز پيام تبريكي را با خوشبيني به اوباما فرستاد و آمادگي خود براي هر گامي كه به سمت تغيير بر ميدارند را اعلام كرديم ولي هيچ نشانهاي دال بر تغيير نديديم.
وي افزود: ما احساس ميكنيم كه فشار بالايي از سوي لابي صهيونيسم بر كابينه اوباما وارد ميشود و يا اينكه او نميتواند شعارهاي تغيير را عملي سازد و يا اينكه تحت تاثير همان فشارها در حال فاصله گرفتن از راهي كه در ابتدا رسم كرد، باشد و هر آنچه درباره تشديد لهجه مسئولان آمريكايي در استفاده از واژههاي غير ديپلماتيك ميبينيم بيانگر ناراحتي،غضب و شكست سياستهاي آنهاست.
مهمان پرست با بيان اينكه ملت در مقابل اين تهديدات قويتر ميشود؛ تصريح كرد: آمريكاييها سخت در اشتباهند زيرا گمان ميكنند كه با اين تهديدات ما را از دستيابي به فناوريهاي هستهاي باز ميدارند. قبلا گفتند كه نميتوانيم اورانيم را با غناي بالا غني سازي كنيم و وقتي ديدند كه اين كار را كرديم گفتند كه ايران نميتواند صفحات سخت فولادي را توليد كند زيرا توليد آنها مرحلهاي پيشرفته است و وقتي موفقيت ما را در اين زمينه مشاهده كردند بسيار عصباني شدند.
وي در پايان گفت: ما آمريكاييها را نصيحت مي كنيم كه به جاي تهديد ملت ايران، بپذيرند كه ايران به يك كشور هستهاي تبديل شده است و هدف ما تنها استفاده صلح آميز از اين علم است.
وي در پاسخ به سئوالي درباره احتمال هدف قرار گرفتن تاسيسات هستهاي ايران از سوي رژيم صهيونيستي و يا ايالات متحده آمريكا گفت: در اينكه رژيم نا مشروع اسرائيل هويتي جز تهديد ملتها و ارتكاب جنايت و از بين بردن امنيت ندارد شكي نيست ولي سئوالي كه مطرح ميشود اين است كه آيا جرأت چنين كاري را دارد؟ اعتقاد دارم كه ترديد بزرگي در اين زمينه وجود دارد زيرا اسرائيل بهتر از هر كس ديگري نيك ميداند كه تبليغاتي كه قبلا مبني بر شكست ناپذيري آن ترويج شده است؛ به پايان رسيد.
مهمان پرست با اشاره به پوچي رژيم صهيونيستي و شكستهاي پي در پي آن از حزب الله و حماس گفت: رژيم اشغالگر قدس در جنگ 33 روزه از حزب الله شكست خورد و به هيچ كدام از اهدافش در حمله به غزه دست نيافت پس چگونه مي تواند به مقابله با كشور قدرتمندي چون ايران بپردازد؟
سخنگوي وزارت خارجه كشورمان افزود: چنانچه كشوري مرتكب حماقتي در حمله به ايران شود؛ ديگر فرصتي براي پشيماني نخواهد داشت.
انتهاي پيام/ز
آیا جغرافیای اقتصادی جهان تغییر می كند؟
تهران ، شبکه خبر ، تفسير 29 فروردين 1389 08:39
بدون تردید بحران مالی سال 2008 را باید نقطه عطف تحولات در عرصه اقتصاد بین الملل طی دهه اول قرن بیست و یكم ارزیابی كرد.
اگر پایان جنگ جهانی دوم و قدرت گیری اقتصادی كشورهای موسوم به كشورهای صنعتی و همچنین شكل گیری نهادهای پولی و مالی بین المللی كه در حقیقت ابزاری مهم در پیشبرد اهداف این كشورها بوده اند را نقطه عطف تحولات اقتصادی قرن بیستم بدانیم بدون تردید بحران مالی سال 2008 را نیز باید نقطه عطف این تحولات در عرصه اقتصاد بین الملل طی دهه اول قرن بیست و یكم ارزیابی كرد.
شاید مهمترین این تحولات كه در آینده بیشتر از آن سخن به میان خواهد آمد تغییر اساسی در جغرافیای اقتصاد بین الملل و تقویت نقش اقتصاد های نوظهور در این عرصه است.
نشست روز 15 آوریل (پنج شنبه گذشته) سران چهار كشور برتر جهان در حوزه اقتصاد های نوظهور كه در آن هو جین تائو ، لولا دا سیلوا و دیمیتری مدودف، روسای جمهوری چین، برزیل و روسیه و مان موهان سینگ نخست وزیر هند در برازیلیا برای دومین بار گردهم آمدند تا به بررسی جایگاه این كشورها در تحولات بین الملل بپردازند تاییدی است بر این ادعا كه در دهه های آینده و با روندی كه در حال حاضر وجود دارد اقتصاد های نوظهور مركز اصلی توجهات خواهند بود.
بررسی جایگاه این كشورها در اقتصاد بین الملل واقعیت های مهمی را نشان می دهد، در حال حاضر این واقعیتی غیرقابل كتمان است كه چهار كشور برزیل، روسیه، هند و چین روی هم رفته 43 درصد جمعیت دنیا را در خود جای دادهاند، 33 درصد تولید ناخالص جهان را دارند و پیش از آن كه سال 2020 میلادی از راه برسد حجم مبادلات تجاری آنها از مجموع مبادلات تجاری اروپا و ایالاتمتحده فراتر خواهد بود.
همچنین بر پایه ارزیابی موسسه آمریكایی بروكینگ، جهش چشمگیر طبقات متوسط در قدرت های نوظهور یكی از محور های اصلی رشد در اقتصاد جهانی است، بطوری كه شمار افراد وابسته به طبقات متوسط كه در حال حاضر یك میلیاردو 800 میلیون نفر است، تا 20 سال دیگر تقریبا سه برابر شده و به چهار میلیاردو 800 میلیون نفر خواهد رسید.
سهم آسیا در جمعیت وابسته به طبقات متوسط، كه هم اكنون 28 درصد است، در سال 2030 میلادی به 66 در صد خواهد رسید و در، سهم اروپا و آمریكا از 50 درصد به 21 درصد كاهش خواهد یافت.
با این تحول، بخش بسیار بزرگی از بازار مصرف به آسیا انتقال خواهد یافت و دگرگونی های بسیار مهم اجتماعی و سیاسی نیز در این منطقه به وجود خواهد آمد.
در كنار این واقعیت ها در نشست اقتصاد جهانی كه روزهای 24 و 25 سپتامبر 2009 در سنپترزبورگ روسیه برگزار شد رهبران كشورهای صنعتی جهان با واگذاری مسئولیت ساماندهی تحولات اقتصادی جهان به گروهی بزرگتر كه روسیه، هند، برزیل، چین و چند كشور در حال توسعه دیگر را در قالب گروه 20 در برمیگیرد، موافقت كردند . این مسئله نیز نشان می دهد كه كشورهای صنعتی كه زمانی خود را مركز ثقل تحولات اقتصاد بین الملل می دانستند به نظم جدید اقتصادی تن داده و خود را برای جغرافیای جدید اقتصاد بین الملل آماده كرده اند.
باید منتظر تحولات مستمر در حوزه قدرت گیری كشورهای در حال توسعه در نظم اقتصادی جهان بود و جهان به زودی و در دهه های آینده با واقعیت نوینی كه همانا انتقال مركز ثقل اقتصاد جهانی از آمریكا و كشورهای صنعتی به اقتصاد های نوظهور است مواجه خواهد شد.
اصغر بالسینی-كارشناس اقتصادی
مقام دفاعی سابق آمريكا : زمان حمله به ايران ، از دست رفته است
این مقام آمریکایی اضافه کرده است، آمريكا اكنون بايد در پي طرح هايي باشد كه ايران را به انزواي سياسي و هسته اي دچار كند زيرا ، اگر ايران به ادوات جنگ هسته اي و يا جنگ افزار هسته اي دست پيدا كند احتمال آنکه آن را در اختيار حزب الله قرار خواهد دهد وجود دارد…هرچند اوباما هنوز مدعی است که گزینه نظامی در مقابل ایران را روی میز نگه داشته است اما شواهد حکایت از تزلزل شدید کاخ سفید در انتخاب گزینه احتمالی نظامی در برابر ایران دارد.
شبکه خبری “الجزيره” ساعاتی پیش به نقل از يك مقام بلند پايه دفاعی سابق آمريكا گزارش داد : زمان حمله به ايران سپري شده و اكنون زماني است كه بايد با ايران به تفاهم رسيد.
به گزارش “تابناک”، اين مقام آمريكايي كه “الجزيره” از بیان نامش خودداری کرده است، افزوده: در 15 ماه گذشته ، اوباما تصميم هايي براي مقابله با ايران را با مقامات هيات دولت مطرح كرد و هربار به موانعي برخورد كه او را از تصميم خود منصرف كرد و اكنون ديگر فرصتي براي فكر كردن درباره حمله به ايران باقي نمانده است و اوباما تمام امیدهایش برای کنترل برنامه هسته ای ایران را به تحریم ها علیه این کشور پیوند زده است.
وي افزود : تمامي تلاش آمريكا بر سيستم عدم دستيابي ايران به غنی سازی هسته ای متمركز بود و اكنون اين سيستم كاملا شكست خورده است. آمریکا اکنون به تحریم های بیشتر دلبسته است که این تحریم ها نیز با همراهی لرزان روسیه و چین همراه شده و بدون همراهی این دو قدرت نمی تواند به اثرگذاری تحریم ها امیدوار باشد.
این مقام آمریکایی اضافه کرده است، آمريكا اكنون بايد در پي طرح هايي باشد كه ايران را به انزواي سياسي و هسته اي دچار كند زيرا ، اگر ايران به ادوات جنگ هسته اي و يا جنگ افزار هسته اي دست پيدا كند احتمال آنکه آن را در اختيار حزب الله قرار خواهد دهد وجود دارد.
ایران در روزهای گذشته سخن از تاسیس یک سایت هسته ای جدید به میان آورده است که این موضوع می تواند هشداری برای آمریکا باشد.
گفتنی است هرچند اوباما هنوز مدعی است که گزینه نظامی در مقابل ایران را روی میز نگه داشته است اما شواهد حکایت از تزلزل شدید کاخ سفید در انتخاب گزینه احتمالی نظامی در برابر ایران دارد.
دفاعيات مدير مسئول كيهان در دادگاه – قسمت اول
اينجا كه ايستاده ام جاي شاكي است يا متهم ؟ !
اشاره: از امروز متن كامل دفاعيات مديرمسئول كيهان در پاسخ به شكايت هاي متعدد شيرين عبادي در چند شماره به چاپ خواهد رسيد. اين دفاعيات روز يكشنبه 29/1/89 در جلسه علني 4 ساعته دادگاه مطبوعات كه به رياست قاضي مديرخراساني و با حضور اعضاي هيئت منصفه و 4 تن از وكلاي شيرين عبادي و نيز وكلاي چند تن ديگر از شاكيان روزنامه كيهان برپا شده بود، مطرح گرديده است. بعد از اعلام رسميت دادگاه، آقاي صالح نيكبخت به عنوان وكيل جديد «انجمن دفاع از حقوق زندانيان»! كه ادعا مي كرد روز قبل از سوي انجمن ياد شده وكالت گرفته است پشت تريبون رفت. اين در حالي بود كه پرونده شكايت عمادالدين باقي و انجمن مزبور در جلسه قبلي دادگاه مطرح شده و بعد از طرح شكايت از سوي دو وكيل مدافع شاكي، حسين شريعتمداري به اتهامات وارده پاسخ داده و اسناد غيرقابل انكاري از همراهي اين انجمن با گروههاي تروريستي ارائه كرده بود- كه متن كامل آن در كيهان به چاپ رسيده بود- بنابراين طرح مجدد همان شكايت غيرقانوني به نظر مي رسيد، چرا كه اگر آنچه صالح نيكبخت در پي مطرح كردن آن بود، همان مواردي بود كه در شكايت قبلي مطرح شده، طرح مجدد آن وجاهت قانوني نداشت و چنانچه در پي طرح موارد جديدي بود، مطابق قانون بايستي ابتدا به عنوان يك شكايت جديد به دادستاني ارجاع شده و بعد از تفهيم اتهام به دادگاه فرستاده شود. ولي دادگاه به دليلي كه توجيه قانوني آن بر ما پوشيده است به وي اجازه طرح دعوا داد و هنگامي كه صالح نيكبخت اظهارات خود را شروع كرد به وضوح معلوم شد كه تكرار همان ادعاهاي قبلي است. وي نزديك به يك ساعت از وقت به دست آمده را به فحش هاي ركيك عليه مديرمسئول كيهان اختصاص داد و بدون توجه به تذكرات چندباره رئيس دادگاه و اعضاي هيئت منصفه كه از وي مي خواستند فقط به شكوائيه بپردازد و از فحش هاي ركيك صرفنظر كند، به فحاشي و ناسزاگويي ادامه داد و تنها چند دقيقه از وقتي كه با سخاوت دادگاه به دست آورده بود را به طرح شكايت- آنهم شكايتي كه قبلاً مطرح شده بود- اختصاص داد.
شريعتمداري بعد از سومين تذكر دادگاه به صالح نيكبخت براي متوقف كردن ناسزاگويي، از رئيس دادگاه اجازه خواست و گفت؛ اجازه بدهيد فحاشي كند، اين ناسزاها براي من تازگي ندارد و تمامي آنها بدون استثناء طي چند سال گذشته از سوي راديوهاي بيگانه و گروههاي ضدانقلاب مخصوصاً راديو اسرائيل و منافقين نثار اينجانب و كيهان شده است، ملاحظه مي فرمائيد كه ايشان از شدت عصبانيت مي لرزد و ظاهراً مأمور به اين فحاشي هاست.
بسياري از خوانندگان از كيهان خواسته اند متن كامل فحاشي 51 دقيقه اي صالح نيكبخت را از نوار صوتي كه در اختيار دارد پياده كرده و بدون كم و كاست به اطلاع مردم برساند تا بر همگان آشكار شود مدعيان اصلاحات و حاميان گروهك هاي تروريستي وقتي از استدلال باز مي مانند چگونه زبان به فحاشي و ناسزا مي گشايند.
¤¤¤
بعد از اظهارات صالح نيكبخت، رئيس دادگاه از شريعتمداري براي ارائه دفاعيات خود دعوت كرد. مديرمسئول كيهان پرسيد آيا مي تواند به اظهارات صالح نيكبخت پاسخ دهد؟ و بي آن كه فحاشي هاي او را درخور جواب بداند، نمونه هاي مستندي از وابستگي انجمن موسوم به حمايت از زندانيان به كشورهاي بيگانه و سوابق برخي از آنها، از جمله آقاي صالح نيكبخت ارائه دهد؟ كه رئيس دادگاه از مديرمسئول كيهان خواست به دفاعيات خود درباره شكايت شيرين عبادي بپردازد و از حق قانوني خود براي پاسخگويي به اظهارات صالح نيكبخت در جلسات بعدي استفاده كند.
متن دفاعيات شريعتمداري
رياست محترم دادگاه و اعضاي محترم هيئت منصفه
با عرض سلام؛
ابتداء اجازه مي خواهم به استحضار برسانم در پرونده پيش روي اگر چه خانم شيرين عبادي و اينجانب به ترتيبي نامرتب و متأسفانه معكوس در جايگاه شاكي و متهم قرار گرفته ايم و دادگاه براي رسيدگي به شكايت هاي چندجانبه ايشان از روزنامه كيهان در جريان است، ولي داستان به مراتب فراتر از آن است كه در نگاه اول به نظر مي آيد. در جلسه پيشين دادگاه يكي از وكلاي محترم خانم عبادي با استناد به اين كه موكل ايشان يك شخصيت بين المللي است، پرونده را در مقياس «ملي» ارزيابي كردند كه با نظر ايشان درباره «ملي» بودن پرونده موافقم و ماجراي مورد مناقشه را نمايه اي گويا از يك كارزار تمام عيار مي دانم كه بيرون از دادگاه ميان دشمنان تابلودار جمهوري اسلامي ايران و مردم خون داده و خون دل خورده اين مرز و بوم در جريان است و اين كه هر يك از دو سوي پرونده در كدام جبهه ايستاده اند، نكته اي است كه انشاءالله در خلال دفاعياتم به آن خواهم پرداخت. البته با اين بخش از نظر وكيل مدافع محترم كه خانم شيرين عبادي را يك شخصيت برجسته بين المللي مي دانند، موافق نيستم و اين ادعا را مصداق بزرگ نمايي و نمونه اي از ترفند معروف دميدن در «بادكنك»ها مي دانم. شگردي كه در عمر سي و چند ساله انقلاب اسلامي بارها به كار گرفته شده و هميشه نيز نتيجه معكوس داشته است. اين هم شايد يكي ديگر از اشتباهات فاحش دشمنان است كه فرق هندوانه و بادكنك را نمي دانند و هر دو را به شرط چاقو مي فروشند!
رياست محترم دادگاه و اعضاي محترم هيئت منصفه
اگر مواضع و عملكرد خانم شيرين عبادي محدود به شخصيت حقيقي ايشان بود به يقين در اين دادگاه زبان به كام مي گرفتم و در كيهان نيز قلم به نيام مي كشيدم زيرا نه ايشان را در حد و اندازه اي مي دانم كه گفتار و رفتارش را بر صفحه روزنامه بنگارم و نه خود و همكارانم را تا آن اندازه فارغ البال تلقي مي كنم كه مواضع ايشان بخشي از دغدغه هاي خاطرمان باشد. اما، به صراحت مي گويم و با اسنادي كه ارائه خواهم كرد جاي كمترين ترديدي باقي نمي ماند كه خانم شيرين عبادي برانگيخته بيگانگان است كه فقط شناسنامه ايراني دارد. اين سخن صريح را اهانت تلقي نفرمائيد كه واقعيتي تلخ، اما غيرقابل انكار است و صدها شاهد و قرينه و سند كه به آن اشاره خواهم كرد از درستي اين پديده نادرست حكايت مي كند. اهانت را خانم شيرين عبادي مرتكب شده و مي شود كه مردم مسلمان و پاكباخته اين مرز و بوم را تنها به اين جرم كه با تكيه بر آموزه هاي ديني در مقابل نظام سلطه بين المللي ايستاده اند، فريب خورده! مي نامد. و آنان را ملامت مي كند كه چرا «همجنس بازي» را قدر نمي دانند! و دختراني را كه قبل از ازدواج باردار شده اند، بر صدر نمي نشانند! از اين كه حزب صهيونيست ساخته بهائيت در كشور به رسميت شناخته نمي شود، تأسف مي خورد! با رژيم وحشي و كودك كش اسرائيل و دزد اعضاي بدن فلسطيني هاي اسير و مردم زلزله زده هائيتي همصدا مي شود. دست گدايي در كاسه خون گرفته قاتلان مرد و زن و كودك افغاني و عراقي دارد. به جان نثاري خود براي شاه معدوم افتخار مي كند. قتل عام مردم وطن خويش به دست جلادان رژيم خونريز پهلوي را تلاش اعليحضرت همايوني براي مقابله با اراذل و اوباش مي داند و… اين همه، البته همه آنچه كه هست و بايد گفته شود نيست، بلكه واگويه بخشي از هويت خانم شيرين عبادي به زبان خود ايشان است و نه گفته اين و نوشته آن كه قابل خدشه باشد و درخور درنگ!
آنچه كيهان درباره هويت خانم شيرين عبادي نوشته و شكايت ايشان را در پي داشته است فقط مشتي از خروارها و اندكي از بسيارهاست كه وقتي پاي دفاع از مردم مظلوم و نظام اسلامي مظلوم تر از آن در ميان باشد- كه بوده و هست- نبايد و نمي توانست ناگفته بماند.
رياست محترم دادگاه و اعضاي محترم هيئت منصفه
گناه كيهان چيست؟ و من به چه جرمي در جايگاه متهم ايستاده ام؟ ماده 5 قانون مطبوعات تصريح مي كند كه «كسب و انتشار اخبار داخلي و خارجي به منظور افزايش آگاهي عمومي و حفظ مصالح جامعه، حق قانوني مطبوعات است» و تبصره يك ذيل همان ماده براي مسئولاني كه مانع از ايفاي اين حق قانوني مطبوعات شوند، مجازات زندان از 6 ماه تا 2 سال و در صورت تكرار، انفصال دايم از خدمات دولتي را در نظر گرفته است. اكنون سؤال اين است كه آيا اطلاع رساني كيهان درباره هويت خانم شيرين عبادي با شرحي كه گذشت و مواردي كه در پي خواهد آمد، مصداق «افزايش آگاهي عمومي به منظور حفظ مصالح جامعه» نيست؟ جرم كيهان فقط آن است كه خيلي زودتر از ديگران به هويت خانم شيرين عبادي پي برده و درباره آن به مردم و مسئولان هشدار داده است. آيا شكايت خانم عبادي از كيهان و احضار اينجانب و محاكمه در جايگاه متهمان مصداق اين بيت از غزل لسان الغيب شيراز نيست؟ آنجا كه مي سرايد؛
جاي آن است كه خون موج زند در دل لعل
زين تغابن كه خزف مي شكند بازارش
ادامه دارد
رییسجمهور در مصاحبه با شبکه آلمانی: سوءظن به ایران طنز و خندهدار است/پرونده ندا آقاسلطان باز است
سه شنبه 31 فروردین 1389 – 18:25:27 | سیاست > دولت
رییس جمهور گفت: موضوع هسته ای ایران به بازی سیاسی تبدیل و تکراری شده است.
به گزارش خبرآنلاین به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دولت، محمود احمدی نژاد در مصاحبه اختصاصی با شبکه تلویزیونی «آر.تی.ال» آلمان در پاسخ به سوالی مبنی بر وجود تشنج میان غرب و جمهوری اسلامی ایران در مورد مساله هسته ای و ارزیابی خود از آینده پرونده هسته ای کشورمان گفت: ایران مساله ای به نام تشنج هسته ای ندارد. البته بعضی از دولت های غربی 30 سال است که به طور مستقیم علیه ملت ایران هستند و رفتار آنها برای ما تکراری شده است. قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، در حالیکه در ایران انتخابات، دمکراسی و آزادی نبود و یک حکومت کاملاً دیکتاتوری حاکم بود، همین دولت های غربی که امروز در برابر ما هستند از آن دیکتاتوری به طور مطلق حمایت می کردند.
مهم ترین بخش های سخنان رییس جمهور را در ادامه بخوانید:
زمانی که انقلاب اسلامی پیروز شد و آزادی و انتخابات بوجود آمد و مردم بر سرنوشت خودشان حاکم شدند از همان ابتدا برخی از دولت های غربی علیه ملت ایران ما صف آرایی کرده و در این راه حتی از گروه های تروریستی حمایت کردند .16 هزار نفر از مردم کشورمان به دست تروریست هایی کشته شدند که آن تروریست ها امروز در اروپا آزادانه فعالیت داشته و با برخی از سیاستمداران اروپایی همکاری می کنند.
کسانی که خودشان بمب اتم دارند از ما می خواهند از انرژی هسته ای بصورت صلح آمیز استفاده نکنیم! به این تناقض هیچ کس نمی تواند جواب بدهد. اگر انرژی هسته ای چیز بدی است ابتدا باید دولت های اروپایی و آمریکا آن را کنار بگذارند.
موضوع هسته ای ایران به بازی سیاسی تبدیل شدهاست و تکراری هم شده است. در آینده هم اتفاق خاصی در این زمینه نخواهد افتاد. ملت ایران یک ملت قوی است و می تواند امور خودش را اداره کند. ایران در هیچ عرصه ای نیازی به دیگران ندارد. ایران 7 هزار سال سابقه تمدنی دارد و به کسانی که خیال می کنند، می توانند به ما فشار بیاورند، هیچ نیازی ندارد البته ما از چنین وضعیتی راضی نیستیم و علاقه مند نیستیم که آنها علیه ایران باشند ما دوست داریم روابط دوستانه و سازنده باشد اما باورم این است که امروز برخی از سران اروپایی نمی دانند چه کار می کنند و منافع خود و منافع اروپا را گم کرده اند. آنها نمی توانند با ایران رابطه نداشته باشند. باید رفتار خود را ارزیابی کنند که سی سال علیه ملت ایران بودن چه نتیجهای برای آنان در پی داشته و آیا ایران عقب مانده یا پیشرفت کرده است؟
به نظر می رسد ، منافع، حیثیت و آینده اروپا اقتضا می کند که به حقوق دیگران احترام بگذارد. اروپایی ها نباید خود را در سایه آمریکا تعریف کنند و لازم است یک چهره مستقل برای خودشان داشته باشند تا بتوانند در مناسبات آینده جهان تاثیر بگذارند. ایران در سابقه تاریخی هیچ نقطه کدورتی با آلمان ندارد و علاقه مند هستیم مردم آلمان پیشرفته، عزیز و آزاد باشند، شخصیت و حقوقشان حفظ شود و تحقیر نشوند دوست داریم روابط اقتصادی و فرهنگی خوبی داشته باشیم اما باید بدانند که ایران نیازی به آنها ندارد.
سران اروپایی باید بررسی کنند که امروز شخصیت مستقل اروپا کجاست؟ آلمان در کجای مناسبات جهانی قرار دارد ؟ چرا آلمان باید قربانی تأمین منافع دیگران علیه ایران شود؟ ما هیچ وقت علیه آلمان موضع نگرفتهایم آلمان از موضعگیری علیه ایران چه نفعی می برد اینها سوالات جدی است که نیاز به تامل و پاسخ روشن دارد.
چه کسانی سوءظن دارند؟ سیاستمداران غربی که 30 سال است علیه ملت ایران هستند آیا آنها موافق سلاح هسته ای هستند یا مخالف آن؟ علی القاعده باید مخالف باشند خب! پس چرا خودشان سلاح هسته ای دارند؟! چرا فرانسه و انگلیس باید سلاح هسته ای داشته باشند ؟ آنها نگرانند که ممکن است ایران در سالیان آینده، سلاح هسته ای بسازد بنابراین می گویند باید به ایران فشار آورد با چنین منطقی با کسانی که خودشان سلاح هسته ای دارند چه کار باید کرد؟ معلوم است که جرم آنها باید سنگین تر باشد. آنها اگر مخالف سلاح هسته ای هستند،ابتدا باید سلاح های خودشان را از بین ببرند. آنها مخالف سلاح هسته ای نیستند چرا که در منطقه ما رژیم های جعلی وجود دارند که سلاح هسته ای دارند. هیچ نظارتی را هم نمی پذیرد و مورد حمایت مطلق همین دولت های غربی قرار دارد.
ادعای سوءظن به ایران موضوعی طنز و خنده دار است. درحالیکه خودشان ده هزار بمب انبار کرده اند، می گویند چون ممکن است ایران یک بمب بسازد، باید مجازات شود. بدتر از همه دولت آمریکاست چرا که این دولت از بمب اتم استفاده هم کرده است. یعنی هم بمب دارد و هم استفاده کرده است. داشتن یک بمب خطرناک تر است یا ده هزار بمب جمهوری اسلامی ایران از اساس با بمب هسته ای مخالف است به لحاظ ارزش های حاکم بر کشورمان و هم به لحاظ سیاسی اعتقادی به داشتن بمب اتم نداریم . ایران سلاح های کشتار جمعی را ضد انسانی می داند به همین دلیل پیشنهاد دادیم که کمیته مستقلی برای خلع سلاح هسته ای تشکیل شود.
معادل دانستن انرژی هسته ای با بمب خیانت بزرگی به بشریت است. پدیده ای به نام بمب اتم و انرژی اتمی کاملا با هم متفاوت هستند. انرژی اتمی چیز مفیدی است و همه باید از آن استفاده کنند. اما دولت هایی که خودشان بمب اتم دارند انرژی هسته ای را مساوی بمب تعریف کرده اند تا اجازه ندهند ملت ها از این انرژی استفاده کنند این مساله خیانت بزرگی به بشریت است. همه باید بتوانند از انرژی پاک هسته ای استفاده کنند. ساختن و انبار کردن بمب هم باید ممنوع باشد و ابتدا باید کسانی که بمب هسته ای دارند خلع سلاح شوند. باید بمب های اتم آمریکا از خاک آلمان خارج شود. چرا باید مردم آلمان در سایه بمب اتم زندگی کنند؟ مردم آلمان چه گناهی کرده اند؟ اگر واقعا مخالف بمب هستند بایستی بمب های خودشان را از بین ببرند. در چنین صورتی است که میتوان ادعایشان درباره خلع سلاح را باور کرد.در شرایط فعلی هیچ کس حتی خود مردم اروپا و آمریکا حرف هایشان را باور نمی کنند.
پاکستان و رژیم صهیونیستی که اسم بردید اتفاقاً سلاح اتمی دارند اما آفریقای جنوبی می خواست فعالیت صلح آمیز داشته باشد ، برخی از همین دولت های غربی نگذاشتند. برزیل می خواهد، داشته باشد، همین ها فشار می آورند و نمی گذارند. الجزایر ، سوریه ، ونزوئلا و کشورهای متعدد دیگری در دنیا هستند که قصد دارند به صورت صلح آمیز از انرژی هسته ای استفاده کنند اما دولت های غربی اجازه نمی دهند اما از کسانی که بمب دارند حمایت می کنند و این یک تناقض است. قاعدتاً آنهایی که بمب اتم دارند باید محاکمه شوند و روزی خواهد رسید که محاکمه خواهند شد.
آیا شما از بمب اتم نگرانی دارید؟ شما در اروپا زیر سایه بمب زندگی می کنید، مراقب باشید نشانی اشتباه به شما ندهند. مخالفان بمب اتم باید به سراغ انگلیس و فرانسه و پایگاه های آمریکایی در آلمان بروند. درایران هیچ کس بمبی پیدا نخواهد کرد چرا که اصولا به بمب نیاز نداریم. بمب ملت ایران فرهنگ انسانی و اسلامی، فرهنگ دوستی و عشق و محبت و ادبیات و هنر برجسته است با داشتن این عناصر متعالی به بمب نیازی نداریم.
چه کسی خاورمیانه را بی ثبات کرده است؟ از 60 سال قبل تا امروز چندین جنگ در منطقه خاورمیانه بوقوع پیوسته که منشاء همه آنها خارج از خاورمیانه بود. 5 جنگ را رژیم صهیونیستی راه انداخته و دو جنگ را صدام که به طور کامل مورد حمایت دولت های اروپایی بود و دو جنگ را هم دولت آمریکا به همراه ناتو راه انداخته است. مردم خاورمیانه هیچ نقشی در وقوع این جنگ ها نداشتند و عوامل بی ثباتی از بیرون خاورمیانه بوده است. رژیم صهیونیستی هم متعلق به خاورمیانه نیست این رژیم نماینده بعضی دولت های غربی و آمریکایی در منطقه ماست هیچ ارتباط فرهنگی و تاریخی هم با ملت های منطقه ندارد یک رژیم تحمیلی است. اگر ناتو و آمریکا در منطقه خاورمیانه دخالت نکنند این منطقه باثبات خواهد بود .
بسیاری از مردم اروپا با مواضع ایران درباره رژیم صهیونیستی همنظر هستند. چرا مالیات مردم اروپا باید خرج آدم کشی در غزه شود؟ چرا صهیونیست ها باید از پرداخت مالیات معاف باشند؟ مردم اروپا از صهیونیست ها راضی نیستند.چرا بعد از 60 سال، مردم آلمان همچنان باید به صهیونیست ها باج بدهند و این پولها خرج کشتن مردم مظلوم غزه شود؟
یکی از آزادترین جمهوریهای دنیا جمهوری اسلامی ایران است. برای اینکه مردم میتوانند آزادانه در انتخابات شرکت کنند. یک فرقی بین جمهوری ما و جمهوری های اروپا و جمهوری آمریکا وجود دارد ،در ایران واقعا مردم حاکم هستند و در اروپا و آمریکا پول، حزب و تبلیغات و اگر کسی این عناصر را نداشته باشد، نمیتواند وارد سیستم حکومت شود. اما در ایران مردم حاکم هستند. نمونهاش من جلوی شما نشستهام. من نه حزب دارم، نه پول و نه قدرت. مردم من را انتخاب کردند چون تصمیم مردم این بود.
در ایران هیچکس به دلیل مخالفت در زندان نیست. البته هر کشوری قوانینی دارد اگر کسی در خیابان از چراغ قرمز عبور کند طبیعی است که جریمه میشود. اگر کسی به امکانات عمومی آسیب برساند حتی در آلمان هم با او برخورد میشود. چرا که هر کشوری نیازمند نظم و انضباط است. امروز تمام رقبای من آزاد هستند و تندترین حرف ها را هم علیه من میزنند و کسی با آنها کاری ندارد. رسانهها در ایران آزادند و انتقادات خود را آزادانه مطرح میکنند. البته اگر کسی از آنها شکایت کند، دادگاه رسیدگی میکند. در اروپا حتی یک نمونه هم وجود ندارد که در انتخابات 85 درصد مردم مشارکت داشته باشند، مشارکت 85 درصدی بالاترین درجه مشروعیت یک حکومت است. در ایران انتخابات را مردم برگزار میکنند، مردم نظارت میکنند و خودشان هم از نتیجه انتخابات مراقبت میکنند یعنی همه مراحل انتخابات مردمی است.
خانم ندا آقاسلطان قربانی توطئه علیه ملت ایران شد. آن خانم اصلاً در هیچ تظاهراتی حضور نداشت. در یک محله فرعی در حال حرکت بود که در شرایط مشکوکی به قتل رسید. کشته شدن وی یک سناریو بود که عیناً در ونزوئلا هم تکرار شده است. متأسفانه یک خانم جوان ایرانی به دست کسانی که میخواستند آشوب برپا کنند کشته شد. البته پرونده باز است. در ایران نیز همه این موضوع را محکوم کردند اما در آلمان در حضور قاضی یک زن را جلوی چشم همسرش با بیست ضربه چاقو کشتند. چرا در غرب هیچ سر و صدایی براه نیفتاد. چرا خبر آن 10 روز پنهان ماند. چرا آن قاضی محاکمه نشد؟ چرا مأمورین پلیسی که ایستاده بودند و جلوی همسر او را گرفتند که دفاع نکند محاکمه نشدند؟ چرا بیسیسی و سیانان و شبکه های اروپایی روی این موضوع تبلیغات نکردند. نباید با مسایل برخورد سیاسی کرد. برخوردها باید انسانی و عادلانه باشد تا حقایق روشن شود. ممکن است با دروغ بتوان مدت کوتاهی بر دنیا حکومت کرد اما لشکر راستی خواهد آمد و همه دروغها را به تاریخ میفرستد.
نسخه چاپي ارسال به دوستان
حبيبي در جمع دبيران حزب مؤتلفه:
اميدواريم غربيها پيام مانور سپاه را دريافت كرده باشند
خبرگزاري فارس: دبيركل حزب مؤتلفه اسلامي گفت: مانور قدرتمند فرزندان ملت در سپاه پاسداران در تنگه هرمز پيامهاي روشن براي غرب داشت كه اميدواريم آنها اين پيامهايي را آنچنان كه هست دريافت كرده باشند.
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي حزب موتلفه اسلامي، محمد نبيحبيبي دبير كل حزب موتلفه اسلامي كه در پايان نشست دبيران اين حزب سخن مي گفت، با اشاره به تهديد اتمي اوباما عليه ملت ايران اظهار داشت: رسوا ترين حرفي كه ممكن بود يكي از روساي جمهوري آمريكا براي تهديد صلح جهاني بزند همين تهديد يك كشور و يك ملت به كاربرد سلاح اتمي است، قدرت ملت ايران باعث شد با كمترين هزينه يك رونمايي روشن از چهره پليد حكام جنگ طلب آمريكا صورت گيرد.
وي افزود: مانور قدرتمند فرزندان ملت در سپاه پاسداران در تنگه هرمز پيامهاي روشن براي غرب داشت، اميدواريم اين پيامها را آنچنان كه هست تاكنون دريافت كرده باشند.
دبير كل حزب موتلفه اسلامي با اشاره به ثبت پيام مقام معظم رهبري به كنفرانس خلع سلاح هسته اي به عنوان يكي از اسناد سازمان ملل بيان داشت: جامعه جهاني اكنون شاهد رويكرد صلح آميز جمهوري اسلامي به مقوله امنيت جهاني و رويكرد جنگ طلبانه آمريكا به اين مهم است.
وي ادامه داد: مانور دريايي سپاه يك پيام ديگر نيز براي غرب داشت؛ پاسخ ملت در دريا به دشمن سهمگين تر از خشكي خواهد بود و اين پيام ممكن است از منطق “يا همه يا هيچ كس ” پيروي كند.
حبيبي در پاسخ به سوالي در مورد رهنمود اخير مقام معظم رهبري در خصوص برخورد با فساد سياسي و اجتماعي خاطر نشان كرد: مفسد سياسي كيست، مفسد سياسي كسي است كه خود را خودي جا مي زند اما اصول انقلاب را قبول ندارد،مفسد سياسي كسي است كه با دشمن مرزبندي ندارد،مفسد سياسي كسي است كه در نبرد نرم آمريكا و غرب عليه ملت با دشمن ترين عناصر منافق و ملحد همگرايي نشان مي دهد.
حبيبي در ادامه افزود : مفسد سياسي كسي است كه ولايت آمريكا و اوباما را به ولايت فقيه ترجيح داده و قبله خود را از مكه به غرب جنايتكار تغيير داده است، مفسد سياسي كسي است كه از رسانه هاي دشمن عليه رسانه هاي ملت و نيز نظام لجن پراكني مي كند. ملت وظيفه دارد با اين فساد سياسي مبارزه كند.
دبير كل حزب موتلفه اسلامي تاكيد كرد : خوشبختانه سال گذشته تظاهرات عظيم و ميليوني مردم در 9 دي و 22 بهمن يك همايش تمام عيار عليه فساد سياسي بود، مفسدان سياسي در اين همايش معرفي شدند و اگر به افساد سياسي خود ادامه دهند پاسخ دندان شكني از مردم دريافت خواهند كرد.
حبيبي همچنين با اشاره به فساد اجتماعي گفت: فساد اجتماعي يك روي ديگر نبرد نرم عليه ملت است، باندهاي سازمان يافته فساد تحت پوشش شبكه هاي اجتماعي درصدد عملياتي كردن بعد اجتماعي نبرد نرم هستند، دولت در مقابله با آنها وظايفي دارد، مردم هم از طريق امر به معروف و نهي از منكر وظايف خاص خود را دارند، اميدواريم خداوند ملت و دولت را در اين هماوردي ياري رساند.
وي افزود: ما از دولت و نيروي انتظامي مي خواهيم كه قوانين مربوط به حجاب و عفاف را جدي بگيرند و فرصت را از تهديد كنندگان فرهنگ عمومي سلب نمايند.
دبير كل حزب موتلفه اسلامي در بخش ديگري از سخنان خود در خصوص لغو پروانه فعاليت «حزب مشاركت و سازمان مجاهدين» از سوي كميسيون ماده 10 احزاب اظهار داشت: همان قانوني كه به اين احزاب اجازه فعاليت سياسي داده و آنها مجوز براي فعاليت گرفتند همان قانون نيز نحوه لغو و يا توقيف پروانه فعاليت را توضيح داده است.
وي افزود: ماده 16 قانون انتخابات ارتكاب افعالي كه متضمن نقض استقلال كشور، وحدت ملي و مصالح جمهوري اسلامي باشد را خلاف دانسته و احزابي كه مرتكب چنين عملي بشود را فاقد مشروعيت قانوني مي داند،البته بعد از اظهارنظر اعضاء محترم كميسيون ماده 10، دادگاه صالحه بايد با احراز چنين تخلفاتي در مورد ادامه فعاليت آنها تصميم گيرد.
حبيبي در پاسخ به سوالي در مورد اظهارات اخير موسوي در خصوص تبليغ دين رحماني تصريح كرد: برخي طي سالهاي اخير تبليغ ليبراليسم و سكولاريسم را تبليغ دين رحماني عنوان مي كنند،موسوي نيز به پيروان همين مذهب گرويده و در ديدار با اعضاي نهضت آزادي كه امام (ره) آنها را از منافقين بدتر مي دانست به رونمايي از اين چهره خود پرداخته است.
وي ادامه داد: ما كه از ابتدا مي دانستيم هويت فكري و سياسي موسوي چيست، منتظر بوديم خود او مرز فكري خود را با امام(ره) وانقلاب فاش كند كه در اين ديدار بي پرده فاش كرده است، ريشه شرارت فرقه سبز در سال گذشته در همين سمومات فكري ليبراليسم و سكولاريسم است كه متاسفانه دامن گير ذهن برخي از آقايان شده است.
حبيبي تصريح كرد: دين رحماني كه آقايان مروج آن هستند سازش با آمريكا و همه گروههاي ضد انقلاب و اظهار دشمني و خصومت با نظام و مردم و بويژه اسلام راستين و ناب است.
دبير كل حزب موتلفه اسلامي همچنين با اشاره به سالگرد شهادت آيتالله شهيد مطهري و تلاشهاي وي در افشاي جريان ماترياليسم منافق گفت: ليبراليسم آن روي سكه ماترياليسم منافق است،سوسياليسم و ليبراليسم دو روي سكه ماترياليسم است، برخي در ايران با بازتوليد آن و تزريق مفاهيمي از اسلام به برخي از اصول اين دو مكتب نيازهاي تئوريك خود را براي مقابله با اسلام ناب محمدي(ص) تامين مي كنند.
وي افزود: آيتالله شهيد مطهري در دهه 50 و علامه طباطبايي در دهه 30 و 40 موفق شدند سمومات ماركسيسم را براي نسل جوان معرفي كنند،آيتالله مصباح و علماي بزرگ هم در معرفي گونه هاي متفاوت از رخ نمايي ليبراليسم در جامعه ما تلاشهاي قابل تقديري كرده اند، نظير اين تلاشها بايد همچنان ادامه پيدا كند حوزه و دانشگاه وظايف مهمي در اين مورد بر دوش دارند.
دبير كل حزب موتلفه اسلامي با تبريك روز 12 ارديبهشت به تمامي معلمان سراسر كشور آنها را جهاد گران خط مقدم جهاد علمي و آموزشي دانست وبا اشاره به 11 ارديبهشت روز جهاني كار و كارگر بيان داشت: كارگران شريف ايران نقش ارزشمندي در پيروزي و تداوم انقلاب اسلامي داشته اند و بحمدالله دارند،اين قشر شريف در خط مقدم جهاد اقتصادي كشور قرار دارند و انشاءالله مانند هميشه مراقب انجام وظيفه خود و هوشيار در مقابل طمع دشمنان هستند.
انتهاي پيام/
همايش خانودههاي شهداي ترور كارگري- 5
خدابنده: منافقين به اسم مبارزه با امپرياليسم در راستاي اهداف آن حركت ميكنند
خبرگزاري فارس: يك عضو جدا شده گروهك منافقين گفت: منافقين به نام مبارزه با دشمن براي دشمن كار كردند و به نام مقابله با امپرياليسم در خدمت اهداف آن قرار گرفتند.
به گزارش خبرنگار سياست خارجي خبرگزاري فارس، ابراهيم خدابنده در اولين همايش خانوادههاي شهداي ترور كارگري كه عصر شنبه يازدهم ارديبهشت ماه در سالن تلاش وزارت كار برگزار شد، افزود: اگر به ادبيات اين فرقه تروريستي در سالهاي دهه 60 مراجعه كنيد خواهيد ديد كه بيشترين شعار ضد امپرياليستي و حمايت از كارگران را آنها سر ميدادند در حاليكه امروز طبق اسناد از افتخاراتشان جاسوسي براي بيگانگان است.
وي با اشاره به دو طيفي كه قرباني اين گروهك تروريستي شدهاند، اظهار داشت: دسته اول افراد و خانوادههايي هستند كه قرباني ترورهاي اين گروهك تروريستي شدند و دسته دوم افراد و خانوادههايي كه جذب اين گروهك شدند.
اين عضو جدا شده گروهك منافقين ادامه داد: گروهك منافقين عدهاي را تحت عنوان حمايت از كارگر جذب كرد و بعد از آنها براي ترور كارگران كشورمان استفاده كرد.
خدابنده با اشاره به روشهاي مختلف جذب اعضا توسط اين گروهك گفت: آنها از عراق با وعده كار و حقوق خود در اروپا افراد را وارد دام خود كرده و پس از مدتي به عراق برده و در آنجا اين فريبخوردگان را براي رسيدن به اهداف شوم خود به كار ميگيرند.
وي با اشاره به استفاده منافقين از هر نوع سلاح براي از بين بردن افراد گفت: آنها براي خسارت و از بين بردن مكاني با خمپاره به شهر اهواز حمله كردند كه اصابت آن به فردي بيگناه منجر به شهادت او و مصدوميت فرزند خردسالش شد.
اين عضو جدا شده گروهك منافقين ادامه داد: آنها به نام مبارزه با دشمن براي دشمن كار كردند، به نام اسلام با اسلام مقابله كردند و به نام مقابله با امپرياليسم در خدمت اهداف امپرياليسم قرار گرفتند.
خدابنده با بيان اينكه منافقين و ساير فرقههاي تروريستي براي جذب نيرو از ترفندهاي پيشرفته و به روز استفاده ميكنند كه بايد به آن توجه كرده و جامعه را نسبت به آن آگاه ساخت، خاطرنشان كرد: بايد با آگاهيبخشي به خصوص در بين جوانان، آسيبپذيري آنها نسبت به ترفندهاي پيچيده منافقين را از بين برد.
وي در پايان يادآور شد: بايد تلاش كرد تا اين پديده ريشهكن شده و ديگر شاهد چنين پديدههاي شومي نباشيم و اين مهم تنها از راه آگاهي بخشي به جامعه ميسر ميشود.
دانش منهای دین = کلاهک هسته ای
آیت الله حائری شیرازی سخنران پیش از خطبه های این هفته نماز جمعه تهران با تاکید بر ضرورت شناخت انسان گفت: نمی توان بدون انسان شناسی مشکلی را از جامعه حل کرد.
آیت الله حائری شیرازی علم تهی از انسان شناسی و در نتیجه دین شناسی را بی خاصیت دانست و تصریح کرد:دانش بشری منهای دین نتیجه اش کلاهکهای هسته ای می شود.
به گزارش واحد مرکزی خبر ، آیت الله حائری شیرازی سخنران پیش از خطبه های این هفته نماز جمعه تهران با تاکید بر ضرورت شناخت انسان گفت: نمی توان بدون انسان شناسی مشکلی را از جامعه حل کرد.
وی بزرگترین مسئله پیش روی انسان را امنیت ارزیابی کرد و با اشاره به مجهز شدن بشر به دانش و کنارگذاشتن دین در عرصه های مختلف ، نتایج و عواقب این نوع نگرش را یادآور شد و گفت: دانش بشری انسان را از سنگ نجات داد و به موشک قاره پیما با کلاهک هسته ای رساند.
عضو مجلس خبرگان رهبری در ادامه با یادآوری داستان پسر حضرت نوح و بی اعتنایی وی به ساحت دین تصریح کرد: در دوران امروز ، بشر نیز به کوه علم می رود و این در حالی است که بدون دین این علم ، آب نما و سرابی بیش نیست.
وی با طرح این سوال که این دانشی که انسان به رخ دین می کشد برای انسانها چه کرده است تاکید کرد: علم که نعمت الهی است وقتی از انسان شناسی به دور افتاد خاصیتش بلا می شود.
حائری شیرازی افزود: زمانی که سلاح به دست کسی افتاد که عامل بازدارنده در آن وجود نداشت و قید دینی از او حذف شد نتیجه اش به مسابقه تسلیحاتی منجر می شود و کار را به جایی می رساند که هرچه توسعه بیشتر می شود امنیت کمتر می شود.
وی در پایان انسان شناسی را لازمه توسعه و در نتیجه امنیت برای بشر ذکر کرد.